طهران اتّفاق افتاد ، رحمة اللّه عليه .
الثانية : قال في روضات الجنّات السيد ولى اللّه بن نعمة اللّه الحسينى الرضوىّ الحائرى كان عالما فاضلا صالحا محدّثا له كتاب مجمع البحرين في فضائل السّبطين و كتاب كنز المطالب في فضائل علىّ بن ابيطالب عليه السّلام و كتاب منهج الحقّ و اليقين في فضائل على امير المؤمنين عليه السّلام و غير ذلك كذا ذكره صاحب الأمل الأمل الشيخ الحرّ العاملى - اعلى اللّه مقامه - و الظّاهر انّه من جملة معاصريّة الأخباريين ، انتهى .
[ احياى مرده و دعاى امام حسين ( ع ) ] 6 نجمة
در خرايج راوندى « 1 » از يحيى بن امّ طويل روايت نموده كه گفت : ما نزد امام حسين عليه السّلام بوديم ، ناگاه ديديم جوانى درآمد و مىگريست .
حضرت فرمود : گريهء تو براى چيست ؟
گفت : والدهء من در اين وقت از دنيا رفته و وصيّت نكرده ؛ او مالى بسيار داشت و معلوم نيست كجاست ، من خدمت تو آمدم تا تو را از اين حال واقف گردانم .
فرمود : برخيزيد تا به منزل او رويم . من خدمت آن حضرت آمدم تا به آن خانه رسيدم . ديدم چادرى بر روى مرده كشيده بودند . حضرت بيرون حجرهاى كه او مرده بود ، رو به قبله ايستاد و گفت : بارخدايا ! اين زن را زنده فرما تا به آنچه مىخواهد ، وصيّت كند !
خداى تعالى او را زنده فرمود ، برخاسته ، نشست ، شهادت گفت ، به جانب امام عليه السّلام نظر كرد و عرض نمود : داخل حجره شو ! حضرت داخل شد و نزديك او نشست . زن عرض كرد : يا مولا ! چه مىفرمايى ؟
فرمود : وصيّت كن ! خدا بر تو رحمت كند .
گفت : يابن رسول اللّه ! مالهاى من در فلان موضع است . ثلث آن از آن تو است و اگر
هامش
( 1 ) . الخرائح و الجرائح ، ج 1 ، صص 246 - 245 .