گفت : من در حال موت ، دو مرد را ديدم كه به سجده افتادند و حيات مرا از خدا درخواست كردند .
ملك گفت : اگر آن دو نفر را ببينى ، مىشناسى ؟
گفت : آرى .
ملك امر كرد همه به صحرا آيند و گفت يكى از رسولان پيشتر بيايد و بعد از آن كه خلق بسيار آمدند ، ديگرى بيايد تا بداند پسرش به معرفت ايشان علم دارد يا نه .
چون رسول اوّل آمد ، پسر گفت : يكى اين است و بعد كه ديگرى بر طريق مذكور رسيد ، گفت : ديگرى اين است . اين سخن در ملك اثر كرد . او و قومش ايمان آوردند و جبرييل بر آنان كه ايمان نياوردند ، صيحهاى زده ، هلاكشان ساخت ؛ چنانكه در تفسير على بن ابراهيم است ، انتهى .
[ تفسير آيات وقوع رجعت ] 9 نجمة
از جمله آياتى كه بر وقوع رجعت در امم سابق دلالت دارد ، آيهء
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ *
« 1 » است ؛ چنانكه سعد بن عبد اللّه اشعرى از كتاب واحده ، بنابر آنچه در بحار نقل نموده ، مذكور ساخته : از محمد بن حسن بن عبد اللّه اطروشى روايت شده كه او از جعفر بن محمد بجلّى ، او از برقى ، او از ابن ابى نجران ، او از عاصم بن حميد ، او از باقر عليه السّلام ، او از پدرش زين العابدين عليه السّلام ، او از پدرش حسين بن على عليه السّلام و او از پدرش على بن ابى طالب عليه السّلام روايت نموده ، آن حضرت فرمود : به درستى كه خداى تعالى احد است ؛ يعنى غير مركّب و واحد ؛ يعنى بىنظير و بىشريك و در وحدانيّت خود متفرّد و تنها بود .
سپس كلمهاى فرمود ، آن كلمه نورى شد ، بعد ، از آن نور ، محمد ، من و اولادم را آفريد . بعد كلمهء ديگرى فرمود ، اين كلمه هم گرديد ، روحى شد ، اين روح را گردانيد
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 9 ؛ سوره نور ، آيه 55 .