تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
بر سر بالين وى آمدند و دعا كردند ، فى الحال صحّت يافت و از جميع امراض خلاص گشت . پير ايمان آورد ، او حبيب نجّار و مؤمن آل يس است كه شش‌صد سال قبل از زمان حضرت رسالت به دو گرويد ؛ وقتى عيسى او را به اوصاف كريمهء آن حضرت و حقيّت نبوّت و خاتميّت او اخبار كرد و يكى از سبّاق او است . در روايت صحيح ثابت شده كه او در خفيّه ، مؤمن و به نماز و عبادت مشغول بود ، چون اين رسولان آمدند ، اظهار ايمان نمود . القصّه ، خبر اين دو مرد در انطاكيه فاش شد و بيماران بسيارى از بركت دعاى ايشان به شرف صحّت مشرّف مىشدند . ملك شهر كه به او افطيخش رومى مىگفتند ، بت مىپرستيد ، از حال ايشان خبر يافت ، ايشان را طلبيد و گفت : شما كيستيد ؟ گفتند : ما رسولان عيسىايم و خلق را از باديهء ضلالت به سرمنزل هدايت مىخوانيم . گفت : آيت شما چيست ؟ گفتند : اكمه و ابرص را شفا مىدهيم و جميع بيماران را خوب كنيم . گفت : برگرديد تا من در كار شما انديشه كنم . ايشان بازگشتند . وهب بن منبه گفت : ايشان مدّتى در اين شهر بودند و مردمان نمىگذاشتند پيش پادشاه روند . روزى پادشاه را در بازار ديدند ، تكبير كردند و ذكر خدا را اظهار نمودند . او غضبناك شد ، فرمود ايشان را به زندان محبوس كنند . خبر به عيسى عليه السّلام رسيد . شمعون الصفا ، رأس الحواريّين و خليفه او را به يارى ايشان فرستاد ، او به شهر آمد ، با خواصّ ملك آشنايى آغاز كرد ، به سبب دانش و حكمت ، مقرّب پادشاه شد و چون عيسى به فرمان خدا ، رسولان را فرستاده بود ؛ حق سبحانه و تعالى ارسال ايشان را به خود اسناد كرد و فرمود :
إِذْ أَرْسَلْنا
. اين بدل ظرف اوّل است ؛ يعنى براى كفّار مكّه اين را بيان كن كه چون فرستاديم ،
إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ
؛ دو نفر را به سوى اهل انطاكيه ،
فَكَذَّبُوهُما
؛ پس اهل آن ديه ، هردو را