خداى تعالى ايشان را براى او زنده گرداند ، ايشان به دنيا برگشتند ، خوردند ، آشاميدند ، زن گرفتند و از ايشان اولاد متولّد شد ، بعد از آن ، با اجلهاى خود وفات كردند . از جمله خداوند عزّ و جلّ به جناب عيسى عليه السّلام فرمود :
وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي
« 1 » ؛ وقتى مردگان را به اذن من زنده مىگردانى . همهء مردگانى كه عيسى عليه السّلام به اذن خدا زنده گرداند به دنيا برگشتند و مدّتى ماندند ، پس از آن با اجلهاى خويش وفات كردند . اصحاب كهف سىصدونه سال در مغارهء خودشان ماندند ، بعد خداى تعالى ايشان را زنده و مبعوث كرد ، ايشان برگشتند براى اينكه احوال پيغمبرشان از آنها پرسيده شود و قصّهء ايشان مشهور است .
اگر كسى گويد خداى تعالى در حقّ ايشان فرمود :
وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ
« 2 » ؛ ايشان را بيدار گمان مىكنى ، حال آنكه خوابيدهاند ؛ پس به مفادّ آيه ، ايشان خوابيده بودهاند ، بيدار شدند نه اينكه مرده بودند ، زيرا خداى تعالى در حقّ ايشان چنين فرموده :
قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
« 3 » ؛ ايشان گفتند : اى واى بر ما ! چه كسى ما را از خوابگاه خود برانگيخت ؟
آنگاه خداوند كردگار فرمود : اين خواب نيست ، بلكه چيزى است كه خدا وعده كرده و پيغمبران در خصوص آن راست فرمودهاند ، پس ايشان مرده بودند ، هرچند خودشان گفتهاند ما خوابيده بوديم و مانند اينها بسيار است .
از جمله ذو القرنين است كه بعد از مردن زنده شد ؛ چنانكه در بحار است كه ابن كوّا از حضرت امير عليه السّلام سؤال نمود : ذو القرنين پادشاه بود يا پيغمبر ؟ حضرت فرمود : نه پادشاه بود ، نه نبىّ ، بلكه بندهء صالحى بود كه بر قرن ايمن او به سبب اطاعت نمودنش از خدا زنده شد ، سپس مرد ، آنگاه خدا او را زنده گرداند و از اين جهت به او ذو القرنين گويند .
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 10 .
( 2 ) . سوره كهف ، آيه 18 .
( 3 ) . سوره يس ، آيه 52 .