خواهد گرفت .
گفت : كى ؟
جواب داد : وقتى تو دعا كنى و حقتعالى به دعاى تو ، مرده را زنده كند .
ابراهيم مدّتى صبر كرد و بعد خواست بداند وقت آن وعده رسيده يا نه ، تا آنكه گفت :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى .
« 1 »
قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ
« 2 » ؛ خداى تعالى فرمود : آيا تو ايمان نياوردهاى به اينكه من مرده را زنده مىكنم و به اعادهء تركيب و حيات بر احيا قادرم ؟
حق سبحانه با آنكه عالم بود ابراهيم اعرف مردمانش به ايمان در احياست ، امّا در مقابل سؤال او چنين گفت تا به جواب او ، سامغان غرضش را معلوم كنند و جواب او اين بود :
قالَ بَلى
؛ گفت : آرى ، ايمان دارم و به كمال قدرت تو گرويدهام و لكن سؤال كردم
لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
« 3 » ؛ تا دل من به معاينهء چگونگى آن بيارامد و ساكن شود . گويند همزهء استفهام براى تقرير و ايجاب است ؛ يعنى تو به قدرت من بر احيا و اماته ايمان دارى و به نمرود گفته بودى :
رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ
« 4 » .
ابراهيم فرمود : چنين است ، امّا به معاينهء آن ، دلم مطمئن مىگردد و به مضامت عيان به وحى و استدلال ، بصيرتم زيادتر مىشود .
در فتوحات مكيّه ذكر شده احيا ؛ مثل وجود خلق متنوّع است كه بعضى را به كلمهء « كن » ، برخى را به يد ، بعضى را به يدين ، جمعى را ابتدا بهوجود آورده و طايفهاى را به واسطهء خلق موجودات ديگر ، موجود ساخته و چون ابراهيم تنوّع وجودات خلق را ديده بود و مىدانست احياى خلق بعد از موت بهوجود ديگر است و آن نيز امكان تنوّع دارد ، لذا از خداوند درخواست نمود به او نشان دهد به كدام نوع احيا مىكند تا با علم
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 260 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 260 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 260 .
( 4 ) . سوره بقره ، آيه 258 .