تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
مردم بنمايد . و ليخبر الفتى كيف برّه بوالدته ؛ و معلوم شود آن جوان چقدر مادر خود را احترام مىكند . فقال الملك : بكم تبيع هذه البقرة . قال : بثلثة دنانير . گفت : اين گاو را چند مىفروشى ؟ گفت : سه اشرفى و اشترط عليك رضاء والدتى . ملك گفت : من به شش اشرفى مىخرم كه رضاى مادرت شرط نباشد . گفت : اگر هم‌وزنش طلا بدهى تا مادرم رضا نشود ، نمىدهم . جوان آمد و به مادر خود گفت : شخصى گاو را شش اشرفى مىخرد . گفت : برو بگو به شرط رضاى مادرم به شش اشرفى مىفروشم . جوان برگشت ؛ ملك گفت : با مادرت شور كردى ؟ گفت : بلى ، مادرم فرمود : به شش اشرفى به فروش ، لكن رضاى مرا شرط كن ! ملك گفت : من به دوازده اشرفى نقد مىخرم بدون اين‌كه به مادرت بگويى . جوان قبول نكرد ، آمد و به مادر نقل كرد . مادرش گفت : آن ملك است كه در صورت انسان نزد تو مىآيد ، فردا هرگاه او را ديدى ، از او بپرس مصلحت مرا در فروش گاو مىدانى يا نه ؟ چون روز ديگر پيغام مادر را به او رساند ، گفت : برگرد و به مادرت بگو : امسكى بهذه البقرة ، فإنّ موسى يشترى بها منك ؛ گاو را نگاه بدار ! در بنى اسراييل مقدّمه‌اى اتّفاق خواهد افتاد كه موسى امر مىكند اين گاو را بخرند . فلا تبيعيها الّا بملاء مسكها ذهبا ؛ گاو را نفروش مگر به آن‌كه پوستش را پر از زر كنند . به اين جهت گاو را نفروختند . فقدّر اللّه على بنى اسرائيل ذبح تلك البقرة بعينها مكافات له على برّه بامّة فضلا منه و رحمة فما زالو ايستوصفون حتّى وصف لهم تلك البقره بعينها .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 618 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي