تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
است ، خسّت نفس و بعد امل كه غراب به آن متّصف مىباشد و ترفّع و مسارعت به هوا كه كبوتر به آن موسوم است ، تفصيل اين در آخر آيه ، سمت تحرير خواهد يافت و تخصيص طير به جهت آن است كه اقرب به انسان است و جميع خواص حيوان را دارا مىباشد و طير مصدر است كه به آن مسمّا شده يا جمع است ، چون صحّت حاصل كه حق سبحانه فرمود : اين چهار مرغ را بگير !
فَصُرْهُنَّ
؛ پس ميل ده و ايشان را ضم كن
إِلَيْكَ
؛ به سوى خود ؛ يعنى هريك را به دست گير و در صور و اشكال آن‌ها نيكو تأمّل كن و دقايق بنيهء هريك را به نظر دقيق بازبين تا بعد از زنده شدن ايشان ، بر تو مشتبه نگردد يا اجزاى ابدان آن‌ها را با يكديگر مجتمع ساز ؛ يعنى بعد از آن‌كه پاره‌پاره كرده باشى و سرهاى ايشان را به دست خود نگاه‌دار !
ثُمَّ اجْعَلْ
« 1 » ؛ سپس وضع كن
عَلى كُلِّ جَبَلٍ
« 2 » ؛ بر هر كوهى كه ممكن باشد كه جزوى از آن‌ها بر آن مىتوانى بگذارى ، چون قسمت اين اجزا بر جميع جبالم متعذّر و اين از قبيل ايراد عام و ارادهء خاص است . مخلّص سخن آن است كه بر هر كوه كه نزديكت باشد و توانى بنه !
مِنْهُنَّ
؛ از اين مرغان كوبيده شدهء باهم آميخته ،
جُزْءاً
؛ پاره‌اى را ،
ثُمَّ ادْعُهُنَّ
؛ پس اين مرغان را به نام‌هايشان بخوان تا به اذن خدا اجابت نموده ،
يَأْتِينَكَ
؛ به سوى تو بيايند و بشتابند ،
سَعْياً
؛ شتافتنى در آمدن يا پريدن ، مىتواند نصب
سَعْياً
حاليّه باشد به معنى ساعيات ؛ يعنى درحالىكه در آمدن شتاب‌كنندگان باشند ،
وَ اعْلَمْ
؛ و نزد ديدن اين حال از روى يقين بدان ،
أَنَّ اللَّهَ
؛ خداى تعالى عزيز ؛ غالب است و از آن‌چه اراده كند ، عاجز نيست ،
حَكِيمٌ
« 3 » ؛ در هرچه مىسازد ، محكم كار است . القصّه ، ابراهيم مرغان را ذبح كرد ، اجزا ، ابعاض ، لحوم ، دما ، عروق ، اعصاب ، عظام ، قوايم و اجنحهء ايشان را پاره‌پاره كرده ، با يكديگر آميخته ، در هاون بكوفت تا
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 260 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 260 . ( 3 ) . سوره بقره ، آيه 260 .