تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
روايتى ديگر از يحيى بن سلام ، مروى است كه شعيب گفت : هر سخله كه به لون مادر خود نباشد ، آن را به تو دادم ، پس موسى عليه السّلام به طريق الهام در خواب ، عصا را بر آب زد و گوسفندان از آن آشاميدند ، تمام اولاد آن‌ها بر خلاف شكل امّهات خود به‌وجود آمدند و شعيب همه را تسليم موسى عليه السّلام فرمود . چنان‌كه محتمل است به قرينهء ذكر عصاى موسى عليه السّلام در حديث مفضل بعد از ذكر عصاى حضرت آدم و به قرينهء اخبار ديگر ؛ عصاى موسى عليه السّلام غير از عصاى آدم باشد . در منهج آمده : چون جناب شعيب ، صفورا را به عقد موسى عليه السّلام درآورد و صداق او را شبانى گوسفندان خود قرار داد و موسى عليه السّلام با صداق مذكور ، قبول شرط نمود ؛ به شعيب گفت : چرا كه مرا به شبانى نصب كرده‌اى ، عصايى به من ده تا گوسفندان را برانم و سباع را از آن‌ها دفع نمايم ! شعيب به دختر خود گفت : در فلان خانه برو ، چند عصا هست ، يكى را بياور و به موسى عليه السّلام بده ! دختر رفت ، عصايى برداشت و بياورد ، شعيب آن را ديد و گفت : اين عصا را بگذار و عصاى ديگرى بياور ! دختر عصا را پس برد و بنهاد ، امّا تا خواست ديگرى را برگيرد ، همان عصا به دستش آمده ، آورد . شعيب فرمود : اين همان است و سه بار اين صورت به اين طريق واقع شد . نوبت سوّم ، دختر گفت : به خدا سوگند ! من قصدا اين را برنمىگيرم ، هر نوبت كه مىخواهم عصاى ديگرى برگيرم ، اين عصا به دستم مىآيد . شعيب آن را گرفت و به موسى عليه السّلام داد ، چون موسى عليه السّلام به شبانى رفت ، شعيب از دادن آن عصا پشيمان شد و گفت : روزى مردى اين عصا را به من وديعت داده ، جايز نيست آن را به كسى بخشم . سدى گفته : صورت چنان بوده كه روزى فرشته‌اى به صورت مردى برآمد ، آن عصا را نزد شعيب نهاد و برفت . پس شعيب برخاست و از عقب موسى عليه السّلام روان شد تا عصا را از او بستاند . موسى عليه السّلام گفت : اى شعيب ! اين عصا لايق و مناسب حال من است و خاطرم بسى به
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 440 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي