چهار عليهم السّلام عزّ صدور يافته ، از جمله در تفسير منهج از تفسير مجمع البيان « 1 » نقل نموده :
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله : تعصّوا فانّها من سنن المرسلين ؛ عصا به دست گيريد كه از سنّت پيغمبران است كه مرسل بودند .
نيز از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : هركه به جهت سفر از خانه بيرون رود و با او عصاى بادام تلخ باشد و هنگام توجّه به سفر خود ، آيهء
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ ؛
« 2 » را تا قوله تعالى :
وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ
« 3 » تلاوت كند ، حقتعالى او را از هر درد و ضرر رسانندهاى ، از هر دزدى تعدّى نماينده و از حدّ درگذرندهاى و از هر جانور نيشدارندهاى ايمن كند ، تا آنكه به منزل خود رجوع كند و با او هفتادوهفت فرشته باشد كه پيش و پس او را احاطه نمايند و برايش استغفار كنند تا به منزل ، معاودت نمايد و عصا را از دست بنهد .
ثعالبى در ثمار القلوب از جاحظ نقل نموده كه گفته : چنين كسى چنين يارايى دارد كه احاطهء خود را در معنى كلام حضرت موسى عليه السّلام ادّعا نمايد كه دربارهء عصاى خود به بارىتعالى عرضه داشت :
وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى
« 4 » مگر به تقريب ذهن و ذكر آن چه از منافع آن به خاطرش خطور كند و لكن من جملهاى از موارد را ذكر مىكنم كه در آنها حاجت به عصا نمايان و مشهود است . از جملهء آن موارد اين است كه عصا براى دفع گزند مار و عقرب و گرگ و شترى كه هيجان شهوت او را دريافته باشد و غير آن از فحول هايجهء ديگر ، برداشته مىشود پيرمرد ، مريض و كسى كه يك پاى او قطع شده و يا آنكه اعرج باشد بر آن تكيه مىكند ؛ در اين هنگام عصا ، قائم مقام پاى ديگر است و براى انسان نابينا به منزلهء كسى است كه دست او را مىگيرد و راه مىبرد ، به وسيلهء آن تنور آتش را بههم مىزند كه خاكستر از روى آتشهاى آن بر طرف شود ، براى كوفتن
هامش
( 1 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 4 ، ص 324 .
( 2 ) . سوره قصص ، آيه 22 .
( 3 ) . سوره قصص ، آيه 28 .
( 4 ) . سوره طه ، آيه 18 .