تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
آن تعلّق گرفته ، نمىتوانم با خود قرار دهم كه آن را ردّ كنم ، لذا هردو اتّفاق كردند اوّل كسى كه پديد آيد ، او را حكم سازند تا آن‌چه وى به آن قرار دهد ، عمل نمايند . حق‌تعالى فرشته‌اى را بر صورت مردى فرستاد ، چون او را ديدند ، گفتند : ميان ما حكم باش و صورت حال را به او گفتند . وى گفت : حكم من آن است كه عصا به كسى اولى است كه آن را از زمين بردارد . آن‌گاه عصا را از ايشان بستد ، بر زمين نهاد و به ايشان گفت : برداريد ! شعيب هرچه خواست بردارد ، نتوانست ؛ موسى آن را از زمين برداشت و بر دوش نهاد . حكم حكم نمود كه اين عصا براى تو است . سپس موسى عليه السّلام رفت و آن عصا با او ماند . از ابو صالح و او از ابن عبّاس نقل كرده : شعيب خانه‌اى داشت كه هيچ‌كس در آن‌جا نمىرفت مگر وى و دخترى كه زن موسى عليه السّلام شد . در آن خانه ، سيزده عصا بود و شعيب يازده پسر داشت ، به هركس كه بالغ مىشد ، مىگفت : برو و عصايى از آن بردار ! او مىرفت كه يكى از آن‌ها را بردارد ، آتشى مىآمد و آن پسر را مىسوزاند تا اين‌كه جمله هلاك شدند . چون به دختر گفت : برو و عصا بياور ! او رفت و عصاى نيكوتر آورد و هيچ آفتى به وى نرسيد . گفت : اى دختر ! تو را بشارت باد كه شوهرت پيغمبر خواهد شد و در اين عصا امرى عظيم براى او رخ نمايد كه مشهور عالم شود و به جهت آن ، بسى مردم در دايرهء اسلام درآيند .

[ نفع دست گرفتن عصا ]

بيان كجمع الحصا و اعلان بنفع العصا بدان در شريعت مطهّر اسلامى ، اتّخاذ عصا و در دست گرفتن آن ، از سنن اكيده است و اخبار كثيرى بر اين معنى از حضرت رسول مختار و حضرات ائمّهء هشت و