اين طفل را زاييده و به او شير مىدهد .
حضّار گفتند : آن را دوست نمىداريم .
عمر گفت : آيا نمىدانيد خواهرم عفرا ، دختر مادرم ختمه و پدرم خطاب ، شوهر نكرده ؟
گفتند : آرى ، مىدانيم كه شوهر ندارد .
گفت : در اين ساعت به منزل او رفتم و اين بچّه را در آغوشش ديدم ، او را به خدا سوگند دادم كه اين بچّه از كجاست ؟
گفت : متعه شدهام . پس اى گروه خلايق ! شما به كسانى كه اينجا حضور ندارند ، اعلام نماييد متعهاى كه در عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله براى مسلمانان حلال بود ، من حرام گردانيدم ، هركه از اين ابا نمايد ، هرآينه با تازيانه او را خواهم زد .
در ميان آن جماعت كسى گفتهء او را انكار و ردّ نكرد و نگفت پيغمبرى بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و كتابى بعد از قرآن نيامده و ما مخالفت تو را با خدا و رسولش صلّى اللّه عليه و إله و كتاب او قبول نمىكنيم ، بلكه گفتهء او را قبول نموده ، همه راضى شدند .
[ شرايط متعه ] 20 نجمة
ايضا مفضل عرض كرد : مولاى من ! شرايط متعه چيست ؟
فرمود : يا مفضل ! براى متعه هفتاد شرط است هركه يكى از آنها را عمل نكند ، به نفس خود ظلم نموده .
عرض كرد : اى آقاى من ! به ما امر فرمودهايد زن زناكار ، زنى كه به افساد مشهور است و زن ديوانه را متعه نكنيم و به ما فرمودهايد زن را به زنا تكليف نماييم ، اگر قبول كرد ، متعه كردن او حلال نخواهد بود و اگر اينها را ندارد ، مرد بايد به او بگويد نفس خود را به حكم كتاب خدا و سنّت پيغمبر او صلّى اللّه عليه و إله به متعهگى به من ده ، بايد اجرت و مدّت آن را كه يك ساعت ، يك روز ، دو روز ، يك ماه و يا يك سال ، كمتر يا بيشتر