تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً
« 1 » ؛ از زنان آنان كه نسبت به شما محرم‌اند يا شوهر دارند ، بر شما حرام شد ، مگر كنيزان كه با خريدن ، مالك ايشان مىشويد ، زيرا بيع كنيزى كه معقوده است به معنى طلاق دادن مىباشد . خداى تعالى حلال نمودن حلال و حرام گردانيدن حرام را بر شما نوشته و سواى زنان محرم و شوهردار را برايتان حلال گردانيده و حلال شد كه با اموال خودتان ، زنان باعفّت و غيرزناكار بخواهيد . پس اگر زنانى را در عوض چيزى متعه كنيد ، اجرت ايشان را كه بر شما لازم مىشود ، ادا نماييد و بعد از تعيين اجرت متعه در خصوص امرى كه شوهر و زن به آن راضى شده‌اند ؛ مانند افزودن ، كم كردن ، بخشيدن و به تأخير انداختن اداى آن ، حرجى بر شما نيست . به درستى كه خدا صاحب علم و حكمت است .

[ متعه شدن خواهر عمر ]

بعد از آن ، امام صادق عليه السّلام فرمود : فرق ميان معقوده به عقد دايم و متعه آن است كه براى معقوده صداق و براى متعه اجرت مىباشد . مسلمانان در ايّام رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله خواه در حجّ و خواه در غير حجّ ، در ايّام ابو بكر و چهار سال از ايّام عمر متعه مىكردند ، تا اين‌كه روزى عمر به منزل خواهرش عفرا رفت ، ناگاه در آغوش او بچّه‌اى ديد كه از پستانش به او شير مىدهد و قطرات شير را در دهان آن بچّه مشاهده نمود . در آن حال غضبناك شده ، از شدّت غضب لرزيد ، عرق نمود ، بچّه را از آغوش خواهرش گرفت و بيرون رفت ، به مسجد رسيد ، بالاى منبر رفت و گفت : خلايق را ندا كنيد تا به نماز جماعت بيايند ، هنوز وقت نماز نرسيده بود . خلايق دانستند اين ندا براى نماز نيست ، بلكه براى امرى است كه عمر اراده كرده . همه در مسجد حاضر شدند . آن‌گاه عمر گفت : اى گروه مهاجرين و انصار و اولاد قحطان ! كيست از شما كه دوست بدارد محرم‌هاى خود را از زنانى كه شوهر نكرده‌اند در حالتى ببيند كه مانند
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 24 .