شهدا ، صلحا ، صدّيقين و مؤمنين ، فيض امداد و اعانت از آن نور پاك عايد مىگردد ، همچنين در اعمال شرّ بر همهء كافران ، منافقان ، فاسقان و ساير اشقيا ، امداد و اعانت از آن ظلمت خبيث و ناپاك مىرسد ، پس آن ظلمت خبيث در همهء معاصى و قبايحى كه در عالم واقع شده و خواهد شد ، مدخليّتى دارد .
چنانكه آيهء وافى هدايت به اين مدّعى ناطق است :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ
« 1 » . . . ، الخ ؛ يعنى خداى تعالى ولىّ كسانى است كه ايمان آوردهاند ، ايشان را از ظلمت به سوى نور بيرون مىآورد و آنان كه كافر شدند ، اولياى ايشان طاغوت است ؛ يعنى بت است كه ايشان را از نور به ظلمت بيرون مىآورد ، ايشان دوزخياناند كه در آنجا مخلّد خواهند شد .
تحقيق اين مطلب توسّط بندهء حقير ، بدين نهج قويم و صراط مستقيم از فيض امداد معادن علوم و اسرار ؛ اعنى ائمّهء اطهار - صلوات اللّه عليهم - است .
در بحار است كه مؤلّف رحمه اللّه در مقام توجيه اين مدّعى ذكر نموده : الزام معاصى و قبايحى كه بعد از اين دو نفر در عالم واقع شده بر ايشان ، از اين جهت است كه ايشان با منع كردن امير المؤمنين عليه السّلام از حقّ خود و دفع نمودن مقام خلافت از او ، سبب شدند ساير ائمّه عليهم السّلام مخفى ، پنهان و مغلوب شوند و سلاطين جور تا زمان قائم عليه السّلام بر خلايق مسلّط گردند و اين باعث كفر كافران و گمراهان و فسق فاسقان شد .
امّا ثبوت آن معاصى و قبايحى كه پيش از تولّد ايشان است بر ايشان ، از اين جهت است كه آنها به آن قبايح راضى شدهاند و هركه به كردهء ديگرى راضى شود ، مانند كسى است كه به آن مرتكب شده .
بعد از آن ، به آن دو فقره كه بندهء حقير تحقيق نمودم ، اشاره فرموده ؛ چنانكه گفته :
دور نيست كه ارواح خبيثهء ايشان در صدور اين قبايح از اشقيا مدخليّت داشته باشد ؛ چنانكه ارواح ائمّه در اعمال خير به انبيا و رسل امداد و اعانت مىكردند و در دفع بليّات از ايشان شفاعت مىنمودند .
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 257 .