تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ
« 1 » ، به‌عبارت ديگر خيرى خلق كرده و در ازاى آن شرّى ، به عبارت اخرى ، محقّى آفريده و در مقابلش مبطلى ، تا اين‌كه خلايق را امتحان نمايد ، خبيث را از طيّب و بدان را از نيكان سوا و جدا گرداند ، زيرا اگر تنها نور را مىآفريد ، هرآينه اساس امتحان از هم مىپاشيد . بنابراين لازم و متحتّم است كه هر ظلمتى در مقابل آن نور ، مضمحل و مغلوب شود ، ولى ، باز معاملهء امتحان به اتمام نمىرسد و شكّى هم در اين باب نيست كه قوىترين نور كه خداوند كردگار آفريده ، نور پاك محمد و على عليهما السّلام است ، زيرا اوّلين چيزى است كه خدا آفريده ؛ چنان‌كه آن بزرگوار خود فرموده : اوّل ما خلق اللّه نورى ؛ اوّلين چيزىكه خداوند كردگار آفريده ، نور من است و هرچه به مبدأ نزديك‌تر شد ، اقوا و اشرف از آن است كه از مبدأ دور است ، پس نور آن دو بزرگوار ، از انوار ساير انبيا و اوصيا قوىتر است ، زيرا نسبت به همهء اين‌ها اصل است و ضدّ و ظلمتى كه در مقابل اين نور پاك است ، ظلمت ابو بكر و عمر است . بنابراين به حكم مقدّمهء سابق ، لازم آيد ظلمت اين دو نفر از ظلمت ساير اشقيا ، حتّى از ظلمت شيطان هم قوىتر باشد ؛ چنان‌كه شيطان فريب عمر را خورد ، از اين جهت گفته شده :
انّ كان ابليس اغوى النّاس كلّهم * فأنت يا عمر اغويت شيطانا
ابليس همهء خلايق را گمراه كرده ، ايشان را فريب داد ؛ تو اى عمر ! شيطان را گمراه كردى و او را فريب دادى . پس ظلمت اين دو نفر از ظلمت ساير اشقيا بيشتر است ، زيرا اين مطلب در مقابل نور پاك محمد و على عليهما السّلام و نور ايشان از ساير انوار قوىتر است ، هم‌چنين ظلمتى كه در مقابل آن است ، بايد از ساير ظلمت‌ها قوىتر باشد ، زيرا اين مطلب بايد در قوّت و ضعف با آن نور ، مساوى باشد ، لذا اين ظلمت ، مبدأ ، اصل و منشأ ساير ظلمت‌هاست . وقتى اين مقدّمات را تمهيد نموديم ، گوييم : چنان‌كه در اعمال به همهء انبيا ، اوليا ،
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 1 .