بريدن سرهاى اطفال ، عموزادگان و ياوران آن حضرت ، اسير نمودن ذرّيّهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، ريختن خونهاى آل محمد ، هر خونى كه ريخته و هر فرجى كه به طريق حرام وطى كرده شده و همهء خيانتها ، فواحش ، معصيت ، ظلموجورها را كه از عهد آدم تا قيام قائم از خلايق صادر شده ، مىشمارد و به گردن ابو بكر و عمر ثابت و لازم مىگرداند ، ايشان هم به آنها اقرار و اعتراف مىكنند .
آنگاه حضرت امر مىفرمايد تا قصاص مظلمهء كسانى كه در آنجا حاضرند ، از ايشان بگيرند . بعد از آن ، باز ايشان را در بالاى همان درخت به دار مىكشند و به آتش امر مىفرمايد ايشان را با آن درخت بسوزاند . سپس به باد امر مىفرمايد خاكسترشان را به درياها بپاشد . « 1 »
[ عذاب ابو بكر و عمر ] 11 نجمة
ايضا مفضل عرض مىكند : اى سيّد من ! آيا اين عذاب ، آخر عذابهاى ايشان است ؟
فرمود : هيهات ! يا مفضل ! به خدا سوگند ! هرآينه ايشان زنده مىشوند و سيّد اكبر ؛ يعنى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و صديق اكبر ، امير المؤمنين ، فاطمه ، حسن ، حسين و ساير ائمّه عليهم السّلام و هر مؤمنى كه ايمانش كامل و هر كافرى كه كفرش در مرتبهء كمال باشد ؛ حاضر مىشوند و از ايشان براى خودشان قصاص و انتقام مىگيرند ، به نوعى كه در هر شبانهروز ، هزار بار كشته و زنده مىشوند تا وقتى كه خدا خواسته باشد . « 2 »
بندهء حقير مترجم گويد : وجه ثبوت اين معاصى و قبايح بر ذمّهء ابو بكر و عمر ، با وجود اينكه اكثر اينها پيش از تولّد آنها واقع شده ؛ اين است كه خالق بىهمتا نورى آفريده و به تبعيّت آن ، در مقابلش ظلمتى آفريده كه ضدّ آن نور است ؛ چنانكه فرموده :
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 14 - 12 .
( 2 ) . همان ، ص 14 .