490 . واجب غيرى « 1 »
واجب غيرى در مقابل واجب نفسى است و آن واجبى است كه تحقّق واجب ديگر به آن وابسته است . همانند مقدمهء واجب ، مثلا تحقيقات مقدماتى ( مادهء 358 دادرسى مدنى ) واجب غيرى است براى فصل خصومت در دعاوى . و همانند وضو براى نماز .
491 . واجب كفائى « 2 »
واجب كفائى در مقابل واجب عينى است ، و آن واجبى است كه هرگاه عدهاى برآن اقدام كنند تكليف از بقيه ساقط مىشود . مثال : انسانى در حال غرق شدن است افرادى كه در آنجا حضور دارند قدرت نجات او را دارند . اما يك نفر خود را به آب مىاندازد و او را نجات مىدهد ، در اين صورت تكليف از ديگران ساقط مىگردد . اما اگر هيچكدام اقدام به نجات وى نكردند ، همگى داراى مسئوليت شرعى مىشوند و مورد بازخواست الهى قرار مىگيرند . جهاد ، اجتهاد ، تعلّم و يادگيرى علومى كه كشور به آن نيازمند است و . . . همگى از اقسام واجب كفائى هستند .
492 . واجب مشروط « 3 »
واجب مشروط يا واجب مقيّد در مقابل واجب مطلق است و آن واجبى است كه وجوب آن متوقّف و مشروط بر چيزى باشد . مثلا وجوب نفقه زن مشروط به تمكين زن از شوهر است ، و اگر زن ناشزه گردد شوهر از نظر نفقه تكليفى ندارد . ( مادهء 1106 و 1108 قانون مدنى ) و مثل وجوب حج كه مشروط به استطاعت است . مادهء 341 قانون مدنى مىگويد : « بيع ممكن است مطلق باشد يا مشروط . »
493 . واجب مضيّق « 4 »
واجب مضيّق در مقابل واجب موسّع است . قبل از توضيح اين واجب ذكر يك مقدمه ضرورى است و آن اينكه واجب به اعتبار وقت يا موقّت است و يا غير موقّت . آيا براى واجب زمان مخصوص و مشخصى معيّن شده يا خير ؟ اگر زمان مشخص شده باشد موقت ، و الّا غير موقّت است . پس واجب موقّت واجبى است كه براى انجام دادن آن ظرف مخصوص و وقت مشخصى را در نظر گرفته شده باشد . مثل نماز يوميّه ، و روزهء ماه رمضان ، درست بر خلاف واجب غير موقّت كه شرعا وقت
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 170 ؛ اصول الفقه ، ج 2 ، ص 262 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 220 ؛ نهاية الاصول ، ص 180 .
( 2 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 92 ؛ نهاية الاصول ، ص 228 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 235 .
( 3 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 151 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 87 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 170 ؛ نهاية الاصول ، ص 168 .
( 4 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 94 ؛ نهاية الاصول ، ص 234 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 236 .