482 . واجب « 1 »
هرگاه فعل يا ترك چيزى مورد درخواست اكيد و بعث شديد قرار گيرد آن را « واجب » نامند . فرق بين وجوب و واجب در اين است كه وجوب خود حكم است ، ( كه يكى از احكام پنجگانه تكليف است . ) ولى واجب فعلى است كه وجوب به آن تعلق گرفته باشد .
واجب از جهات گوناگون داراى اقسامى است : 1 . از جهت مقدمات تكليف واجب تقسيم مىشود به واجب مطلق و مشروط ؛ 2 . از جهت كيفيت طلب واجب تقسيم مىشود به واجب معلّق و منجّز ؛ 3 . از جهت تعلّق تكليف واجب تقسيم مىشود به اصلى و تبعى ؛ 4 . از جهت متعلق واجب تقسيم مىشود به واجب تعيينى و تخييرى ؛ 5 . از جهت مكلّف يا موضوع واجب تقسيم مىشود به واجب عينى و كفائى ؛ 6 . از جهت زمان واجب تقسيم مىشود به واجب موسّع و مضيّق ؛ 7 . از جهت شرط انجام تكليف واجب تقسيم مىشود به واجب تعبّدى و توصّلى ؛ 8 . از جهت كيفيت مطلوبيت متعلّق واجب تقسيم مىشود به نفسى و غيرى .
براى توضيح و آشنايى با معناى هريك به عناوين مربوطه در مبحث خود ، بهترتيب حروف الفباء رجوع شود .
483 . واجب اصلى « 2 »
هرگاه گوينده با گفتار خود قصد كند ، واجبى را بالاستقلال بفهماند ، به آن « واجب اصلى » گويند .
همانند : « نماز بخوانيد » « 3 » واجب اصلى در مقابل واجب تبعى است .
484 . واجب تبعى « 4 »
واجبى كه مستقيما مورد تكليف قرار نگرفته باشد ، « واجب تبعى » يا « واجب غيرى » نام دارد . به بيان ديگر در اصل ، تكليف به چيزى تعلّق گرفته ، اما لازمه آن چيز مسئله ديگرى است . مثلا پدرى به پسرش مىگويد : نان بخر . در اينجا خريدن نان واجب اصلى است ، اما رفتن به خيابان براى خريد نان واجب تبعى است ، و مثل تهيه صورت جلسه در دادگاه . زيرا رسيدگى و دادن حكم واجب اصلى است ، اما تهيه صورت جلسه واجب تبعى است .
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 151 ؛ نهاية الاصول ، ص 168 ؛ بدائع الافكار ، ص 351 ؛ مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 102 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 87 ؛ اجود التقريرات ، ص 125 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 170 ؛ اصول الاستنباط ، ص 83 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 172 ؛ مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 85 .
( 2 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 192 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 90 .
( 3 ) .« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » ، *سورهء مباركهء انعام ، آيهء 72 .
( 4 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 192 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 90 .