485 . واجب تخييرى « 1 »
واجب تخييرى در مقابل واجب تعيينى است . هرگاه مورد تكليف متعدّد بوده و مكلّف در انتخاب بين آنها مخير باشد ، به آن واجب تخييرى گويند . مثل كسى كه روزه خود را عمدا افطار كند كه بايد به يكى از سه جريمه تن دردهد . 1 . آزاد كردن برده ؛ 2 . شصت روز روزه گرفتن ؛ 3 . سير كردن و اطعام شصت مسكين .
486 . واجب تعبّدى « 2 »
واجب تعبّدى در مقابل واجب توصلى است و آن واجبى است كه بايد به قصد قربت انجام شود ، مثل عبادات ، بنابراين اگر نماز بدون قصد قربت انجام شود واجب محقّق نشده و امر وجوب ساقط نمىگردد .
487 . واجب تعيينى « 3 »
واجب تعيينى در مقابل واجب تخييرى است و آن واجبى است كه در آن موضوع تكليف معيّن و مشخّص باشد . مثل وجوب نماز روزانه و روزهء ماه رمضان .
488 . واجب توصّلى « 4 »
واجب توصّلى در مقابل واجب تعبّدى است و آن واجبى است كه در آن احتياج به قصد قربت نباشد .
همانند : نجات غريق و دفن ميّت . هرگاه انسان ميّتى را بهدليل آنكه بوى آن آزار ندهد و از نظر بهداشتى محيط را آلوده نكند ، دفن كند و قصد قربتى نداشته باشد باز واجب را انجام داده و تكليفى نخواهد داشت .
489 . واجب عينى « 5 »
واجب عينى در مقابل واجب كفائى است و آن واجبى است كه انجام آن را از همهء مكلفين خواسته باشند بهگونهاى كه با انجام دادن عدهاى تكليف از ديگران ساقط نمىگردد . مثل نماز و روزه كه بر هر مكلّفى جداگانه واجب است .
هامش
( 1 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 90 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 و 2 ، ص 232 .
( 2 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 107 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 69 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 137 .
( 3 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 90 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 232 .
( 4 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 69 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 137 .
( 5 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 92 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 235 .