است يا خير ؟ كه اگر با تعدّد عنوان معنون متعدّد شود پس اجتماع امر و نهى جايز است و الا جايز نمىباشد . برخى مىگويند « 1 » : مورد بحث به هيچ وجه جهتى نيست ، بلكه بحث در اصل جواز و عدم جواز اجتماع است ، بههمينجهت بايد بين موردى كه مندوحه وجود داشته يا نداشته باشد فرق قائل شد . زيرا درصورتىكه مندوحه وجود داشته باشد و مكلّف با سوء اختيار خود بين آن دو جمع كرده باشد ، در اين فرض اجتماع جايز است ، زيرا معناى جواز اين است كه مانعى وجود ندارد كه وجوب به عنوانى و حرمت بهعنوان ديگر تعلق بگيرد . وقتى مكلّف با انتخاب بد خود به چنين مشكلهاى درغلتيده باشد پس مقصّر خود اوست ، و در واقع اين اجتماع عرضى است نه ذاتى .
در نتيجه امر غير ممكن نيز نخواهد بود . اما اگر اجتماع با عدم مندوحه باشد ، يعنى مكلّف مضطرّ باشد كه بين امر و نهى جمع كند ، در اين صورت نيز يا اضطرار در اثر بد انتخاب كردن و سوء اختيار خودش است يا خير ؟ اگر اضطرار مكلف به سوء اختيار و بد انتخاب كردن خودش بهوجود آمده : مثلا از روى غصب و عمدا وارد منزل شخصى شده باشد كه در اين مورد اجتماع امر و نهى پيش خواهد آمد ، ( هم امر به خروج دارد و هم نهى از غصب ) بنابراين اگر بخواهد از اين منزل غصبى خارج شود ، نياز به تصرّف غاصبانهء ديگر دارد كه آن نيز مورد نهى است . در اين فرض بهدليل آنكه تزاحمى در مقابل تشريع نيست لذا واجب است مكلّف از منزل غصبى خارج شده ، و به جهت تصرّفى كه در حال خروج خواهد كرد مستحقّ عقاب خواهد بود .
اما اگر اضطرار بر اثر انتخاب بد خودش نباشد ، مثل اينكه براى نجات غريق بايد از زمين ديگران از روى غصب عبور كند ، در اين مورد استفاده از زمين ديگران به جهت انقاذ غريق واجب است ، اما به جهت غصبى بودن حرام است ، و چون مندوحهاى در بين وجود ندارد و نمىتواند بدون عبور از زمين غصبى ديگران غريق را نجات دهد ، در نتيجه در مقام تزاحم هريك از متزاحمين كه داراى ملاك قوىترى باشد ، مقدم است ، در مثال فوق نجات جان انسان كه داراى امر است ، بر غصب مال ، كه مورد نهى است مقدم خواهد بود .
آيا اگر نهيى صادر شد فورا بايد متعلق آن را ترك كند يا خير ؟ به اصطلاح صيغه نهى دلالت بر فور دارد يا تراخى ؟ در اينباره به مبحث « فور و تراخى » رجوع شود . آيا صيغهء نهى دلالت مىكند كه اگر متعلق نهى يكمرتبه ترك شود كافى است يا خير ؟ به اصطلاح صيغهء نهى دلالت بر مرّه مىكند يا تكرار ؟ در اينباره به مبحث « مره و تكرار » رجوع شود .
اقسام نهى : نهى به اين شرح تقسيم مىشود : 1 . ارشادى ؛ 2 . تحريمى ؛ 3 . تنزيهى ؛ 4 . غيرى ؛ 5 .
نفسى . هريك از اقسام نهى را تحت عناوين مربوطه بيابيد .
هامش
( 1 ) . اصول الفقه ، ج 2 ، ص 319 .