تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢

473 . ناقل و مقرّر

ناقل و مقرّر دو صفت از صفات دو دليل يا دو خبر متعارض است . توضيح اينكه وقتى به دو خبر متعارض برخورد كنيم كه يكى موافق اصل و ديگرى مخالف اصل باشد ، به‌دليل و خبر مخالف « ناقل » گويند . زيرا مكلّف را از مقتضاى اصل به‌سوى تكليف مخالف انتقال داده است و به‌دليل و خبر موافق « مقرر » گويند . زيرا آن دليل ، مكلّف را برطبق اصل تثبيت كرده است . مثلا هرگاه خبرى وارد شود بر وجوب نماز جمعه ، و خبر ديگر حاكى از عدم وجوب باشد ، در آن صورت خبرى كه افاده وجوب مىكند « ناقل » و خبرى كه دلالت بر عدم وجوب مىكند « مقرر » نام مىگيرد . « 1 »

474 . نسخ « 2 »

نسخ بر وزن فسخ در لغت به‌معناى 1 . از روى نوشته‌اى دوباره نوشتن ؛ 2 . نقل ؛ 3 . از بين بردن است . بنابراين نسخه و استنساخ برگرفته از معناى اول و تناسخ ارواح از معناى دوم است ، كه از بحث ما خارج است ، پس آنچه مورد بحث در علم اصول مىباشد نسخ به‌معناى سوم است . بنابراين نسخ در اصطلاح دانشمندان اصول عبارت است از : برداشتن حكم شرعى سابق به‌وسيلهء دليل شرعى ديگر پس از به اتمام رسيدن مدت آن و منتفى شدن مصلحت و ملاك در آن ، به‌گونه‌اى كه اگر ناسخ وجود نداشت آن حكم همچنان به حال خود باقى مىماند . علّامه حلّى مىگويد : 1 . اكثر مسلمين قائل به جواز نسخ هستند ، زيرا احكام تابع مصالح و مفاسد است . بنابراين پذيرفتنى است كه عملى در يك زمان داراى مصلحت بوده ، و در زمان ديگر داراى مفسده باشد . بنابراين اگر تكليف ادامه داشته باشد در مفسده خواهد افتاد . به همين دليل نسخ مىگردد . 2 . خداوند مىفرمايد : هرچه از آيات قرآن را نسخ كنيم يا حكم آن را متروك سازيم بهتر از آن يا مانند آن بياوريم « 3 » اين آيه نسخ را ثابت مىداند . 3 . وقوع نسخ در قرآن خود دليل ديگرى بر مدعاست ، و به اصطلاح بهترين و روشن‌ترين دليل بر ممكن بودن هر چيزى وقوع آن چيز است . « 4 » از باب مثال عده وفات در صدر اسلام به حكم آيهء 240 سورهء بقره يك سال است آنجا كه مىفرمايد : مردانى كه بميرند و زنانشان زنده بمانند بايد وصيّت
هامش
( 1 ) . اصطلاحات الاصول ، « الناقل و المقرّر » . ( 2 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 413 ؛ مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 108 و 174 ؛ كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 224 ؛ بدائع الافكار ، ص 412 ؛ اجود التقريرات ، ص 506 ؛ اصول الاستنباط ، ص 99 ؛ مناهج الوصول علم الاصول ، ج 2 ، ص 79 ؛ المستصفى من علم الاصول ، ج 2 ، ص 53 ؛ اصول الفقه ، ج 3 ، ص 51 . ( 3 ) .« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها » ،سورهء مباركهء بقره ، آيهء 105 . ( 4 ) . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 175 ادلّ دليل على امكان شىء وقوعه .
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 322 | عيسى ولائى