تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
اصول الشريعة نسخ و شرايط آن به صورت مبسوط مورد بحث قرار گرفته است . پژوهندگان بدانجا رجوع كنند . « 1 »

ناسخ و منسوخ

بدون شك نسخ در موارد زير جايز است : 1 . خبر متواتر به‌وسيلهء خبر متواتر ؛ 2 . خبر واحد به‌وسيلهء خبر واحد يا خبر متواتر ؛ 3 . قرآن به‌وسيلهء قرآن . آيا نسخ قرآن به‌وسيلهء سنّت متواتر جايز است يا خير ؟ تنها شافعيه قائل به عدم جواز بوده ، اما بقيه علما قائل به جواز هستند . بر خلاف سنّت غير متواتر كه فقط ظاهريه قائل به جواز نسخ هستند ، ساير انديشمندان مىگويند نمىتوان با سنّت غير متواتر قرآن را نسخ كرد . « 2 » آيا قرآن مىتواند ناسخ سنّت باشد يا خير ؟ سيد مرتضى مىگويد : جميع علما غير از شافعى قائل به جواز هستند . نمونه عينى آن جريان قبله اول مسلمين ( مسجد الاقصى ) است كه با سنت واجب شده ولى با قرآن نسخ گرديده است . « 3 » در كتاب اصول الفقه آمده : هر دليل قطعى و يقينى مىتواند ناسخ قرآن باشد ، اعم از آنكه آن ناسخ خود قرآن باشد يا سنّت و اجماع باشد . اما دليل ظنّى نمىتواند ناسخ قرآن باشد ، به همين دليل در موقع شك اصل عدم نسخ جارى مىگردد . « 4 » گرچه برخى از انديشمندان مىگويند : اجماع نه مىتواند ناسخ باشد و نه منسوخ . « 5 »

نسخ قبل از وقت عمل

آيا مىتوان حكمى را قبل از هنگام عمل نسخ كرد ؟ معتزله مىگويند : نمىتوان نسخ كرد اما اشاعره با استناد به آيهء 102 سورهء صافات قائل به نسخ هستند . آنجا كه مىگويد : « ابراهيم گفت اى فرزند گرامى من در عالم خواب چنين ديدم كه تو را قربانى ( در راه خدا ) كنم ، در اين واقعه تو را چه نظرى است ؟ » در حالى كه اين آيه با فديه نسخ شد . علامه حلى قول اشاعره را تقويت مىكند . « 6 » و سيد مرتضى قائل به عدم جواز است . « 7 » همان گونه كه نائينى قائل به تفكيك است . « 8 » پژوهندگان براى توضيح بيشتر به منابع داده شده رجوع كنند .
هامش
( 1 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 413 . ( 2 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 456 تا 460 . ( 3 ) . مأخذ پيشين ، نمونه عينىاى كه سيد مرتضى ذكر كرده قابل خدشه است زيرا جريان قبله اول مسلمين به‌وسيلهء آيه« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »سورهء بقره ، آيهء 115 بوده كه به‌وسيلهء آيهء« وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ »سورهء بقره ، آيهء 150 نسخ گرديد . ( 4 ) . اصول الفقه ، ج 3 ، ص 57 . ( 5 ) . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 184 . ( 6 ) . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 180 . ( 7 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 430 . ( 8 ) . اجود التقريرات ، ص 507 .
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 324 | عيسى ولائى