تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
كنند كه آنها را تا يك سال نفقه دهند . « 1 » اما اين آيه به‌وسيلهء آيهء 234 سورهء بقره نسخ گرديد آنجا كه مىفرمايد : مردانى كه بميرند و زنانشان زنده بمانند بايد كه چهار ماه و ده روز از شوهر كردن خوددارى كنند . زيرا در اين آيه مدت عدّه چهار ماه و ده روز شمرده شد . مثال ديگر : صدقه دادن براى نجوا و درگوشى صحبت كردن با پيامبر به دستور خداوند واجب گرديده بود ، زيرا خداوند مىفرمايد : اى اهل ايمان هرگاه بخواهيد كه با رسول سخن سرّى گوييد پيش از اين كار بايد صدقه بدهيد . « 2 » اما اين آيه به‌وسيلهء آيه ديگر نسخ گرديد ، آنجا كه مىفرمايد : « آيا از اينكه پيش از راز گفتن با رسول صدقه دهيد از فقر ترسيديد . » « 3 » از حضرت على ( ع ) نقل شده كه حضرت فرمود يك دينار داشتم آن را به ده درهم تبديل كرده هروقت تصميم داشتم با پيامبر نجوا كنم قبلا يك درهم صدقه مىدادم . به خدا قسم غير از من احدى از اصحاب نه قبل و نه بعد به اين دستور عمل نكرد تا آيهء
« أَشْفَقْتُمْ »
نازل گشته و آن را نسخ كرد . « 4 » علامه طباطبايى مىگويد : نسخ فقط در آيات احكام قابل تصوّر است . اما آياتى كه از حقايق ثابت غير قابل زوال بحث مىكند ، هرگز قابل نسخ نمىباشد . زيرا واقعيات محوشدنى نيست . آيا مىتوان آيهء
« اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ » *
را نسخ كرد ؟ لذا بايد بگوييم اسلام و رهبر آن ناسخ اصول اعتقادى ساير اديان نمىباشد ، بلكه شرايع گذشته را نسخ مىكند . اسلام جانشين شريعت ديگر رسولان الهى است . اما در اصول دين همهء اديان به يك حقايق غير قابل دگرگونى توجّه مىدهند ، منتهى ادراك پيامبران و قابليت تحمّل فهم حقايق پيروان آنها متفاوت است .
« تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ . »
« 5 » برخى مىگويند : نسخ در قرآن راه ندارد . زيرا اگر قانونگذار پس از مدتى قانون خود را نسخ كند از دو حال خارج نيست يا در ابتداى قانون‌گذارى مراعات مصلحت را كرده ، و چون آن قانون را داراى مصلحت ديده اقدام به وضع چنين قانونى كرده و يا خير ؟ اگر در ابتداى قانون‌گذارى آن حكم داراى ملاك و مصلحت بوده پس نسخ آن باطل و قبيح است ، و اگر از اول مراعات مصلحت نكرده و حكم داراى مصلحت نبوده ، پس اصل قانون‌گذارى بيهوده و ناروا بوده ، و چون هيچ‌يك از آن دو از حكيم صادر نمىشود پس نسخ محال است . در پاسخ بايد گفت : اگر مصلحت در قانون‌گذارى موقّت و محدود باشد ، اما قانونگذار به جهت مصالح ديگر آن را به صورت مطلق ، كه ظهور در دوام دارد بيان كند ، و اشاره به موقت بودن آن نكند ، چنين روشى در قانون‌گذارى نه تنها ناروا و زشت نمىباشد بلكه گاهى زيبايى آن در اين‌گونه بيان كردن است . و منظور از نسخ نيز همين است و به همين دليل برخى از آيات در قرآن نسخ شده‌اند . براى دسترسى به ديگر ادلهء منكرين و جواب آنها به كتاب اصول الفقه مراجعه كنيد . « 6 » ضمنا در كتاب الذريعة الى
هامش
( 1 ) .« وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ » ،سورهء مباركهء بقره ، آيهء 240 . ( 2 ) .« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً » ،سورهء مباركهء مجادله ، آيهء 12 . ( 3 ) .« أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ » ،سورهء مباركهء مجادله ، آيهء 12 . ( 4 ) . اصطلاحات الاصول ، « النسخ » . ( 5 ) . سورهء بقره ، آيهء 253 ، قرآن در اسلام ، ص 67 . ( 6 ) . اصول الفقه ، ج 3 ، ص 53 .