تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

453 . مقدمهء علم

انجام دادن بعضى از امور به جهت تحصيل علم و يقين است . در واقع آن اعمال مقدمه و علم ذى المقدمه است . مثل اينكه انسان قبله را نداند و موظف باشد كه به چهار طرف نماز بخواند ، طبعا نماز در چهار طرف ( مقدمه ) براى انسان علم ( ذى المقدمه ) مىآورد كه روبه‌قبله نماز خوانده است . مقدمهء علم از بحث مقدمهء واجب خارج است ، زيرا علم ( به‌عنوان ذى المقدمه ) واجب شرعى نيست تا مقدمه آن واجب شرعى گردد . « 1 » به مبحث « مقدمهء واجب » رجوع شود .

454 . مقدمهء متأخر

مقدمه از نظر زمان به مقدمه متأخر ، متقدم و مقارن تقسيم مىشود . مقدمهء متأخر از ذى المقدمه ، همانند استحباب غسل جمعه در روز پنجشنبه . كسى كه روز جمعه امكان غسل كردن ندارد مستحب است ، روز پنجشنبه غسل جمعه به‌جا آورد . پس روز جمعه مقدمه است براى استحباب غسل در روز پنجشنبه ، و نيز همانند روزه گرفتن زن مستحاضه كه صحت روزه امروز او منوط به غسل امشب است . بنابراين غسل امشب مقدمهء متأخر است براى صحت روزه امروز . « 2 »

455 . مقدمهء متقدّم

مقدمه به حسب زمان به مقدمهء متأخر ، متقدّم و مقارن تقسيم مىشود . مقدمهء متقدّم مقدمه‌اى است كه بايد پيش از ذى المقدمه آورده شود . مثل عقد در وصيّت . موصى له زمانى مالك موصى به مىشود كه قبل از مرگ ، عقد وصيت جارى شده باشد . و يا مثل وضو قبل از نماز و يا عقد در معامله صرف و سلم . « 3 »

456 . مقدمهء معدّ « 4 »

مقدمهء معدّ ( به ضم ميم و كسر عين ) مقدمه‌اى است كه زمينه وجودى چيزى را فراهم كند . مثل گواهى عدم سوء پيشينه براى استخدام .

457 . مقدمهء مفوّته « 5 »

بعضى از واجبات اوقات خاصى دارند . مثل انجام دادن مناسك حج كه بايد در دههء اول ذىالحجه
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 144 ؛ نهاية الاصول ، ص 158 . ( 2 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 144 ؛ نهاية الاصول ، ص 158 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 163 ؛ اجود التقريرات ، ص 220 ؛ اصول الفقه ، ج 2 ، ص 274 . ( 3 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 145 ؛ نهاية الاصول ، ص 158 . ( 4 ) . نهاية الاصول ، ص 159 . ( 5 ) . اصول الفقه ، ج 2 ، ص 277 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 197 .