مقدمهء واجب واجب است يا خير ؟ در مقدمهء خارجى مورد دارد نه در مقدمهء داخلى . به مبحث « مقدمهء واجب » رجوع شود .
445 . مقدمهء داخلى
مقدمهء وجودى به مقدمهء داخلى و خارجى تقسيم مىشود . هر جزء از اجزاء يك امر مركّب را مقدمهء داخلى آن مركب نامند . پس هر مركبى به تعداد اجزائش مقدمهء داخلى دارد . زيرا وجود مركب وابسته به آن اجزاء است . به همين دليل به اجزاء مقدمهء داخلى گفتهاند . مثلا : نماز داراى اجزائى به نام ركوع ، سجود ، قيام و . . . است . بنابراين هريك از ركوع - سجود - قيام و . . . مقدمهء داخلى نماز هستند . در مبحث مقدمهء واجب بحث مىشود كه آيا مقدمهء واجب واجب است يا خير ؟ بديهى است چنين بحثى درباره مقدمه داخلى مورد ندارد ، زيرا امر به ذى المقدمه ( مركب ) در واقع امر به اجزاء است . به همين دليل بسيارى از علماء اصول مقدمات داخلى را از اقسام مقدمه نمىدانند . « 1 »
446 . مقدمهء سبب
مقدمهء سبب مقدمهاى است كه از وجود آن وجود ذى المقدمه و از عدمش عدم ذى المقدمه لازم آيد .
به بيان ديگر ، مقدمهء سببى چيزى است كه هرگاه مانعى پيش نيايد باعث وجود چيزى شود ، مثل آتش كه سبب سوختن است ، و مثل نكاح كه موجب ارث است . « 2 »
447 . مقدمهء شرطى
مقدمهء شرطى مقدمهاى است كه از عدم آن عدم ذى المقدمه لازم آيد . اما از وجودش وجود مقدمه لازم نيايد . مثلا بلوغ شرط تكليف است ، كه از عدم او عدم تكليف لازم مىآيد ، اما از وجودش وجود تكليف لازم نمىآيد . زيرا ممكن است ديوانه باشد ، در نتيجه بالغ غير عاقل تكليف ندارد . « 3 »
448 . مقدمهء شرعى
مقدمهء خارجى به سه قسم عقلى ، شرعى و عادى تقسيم مىشود . مقدمهء شرعى آن است كه توقف بين دو چيز را شرع تعيين كرده باشد ، مثل توقف نماز بر طهارت و روبهقبله بودن .
معصوم فرمود : هيچ نمازى بدون طهارت محقّق نمىشود . « 4 » گرچه عقل هيچ ملازمهاى بين
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 140 ؛ اصول الفقه ، ج 2 ، ص 270 ؛ نهاية الاصول ، ص 155 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 158 .
( 2 ) . نهاية الاصول ، ص 159 .
( 3 ) . مأخذ پيشين ، همانجا .
( 4 ) . عن ابى جعفر ( ع ) « لا صلاة الا بطهور » ، من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 35 .