437 . مفهوم مردّد
هرگاه مفهوم لفظى مشخص نباشد ، و مردّد بين دو يا چند احتمال باشد به آن مفهوم مردّد گويند .
مثلا هرگاه در معناى « كرّ » مردّد باشيم بين اينكه كر عبارت است از مجموع 43 وجب يا 36 وجب ؟
سپس در حوضى كه داراى 43 وجب آب باشد به مقدار 7 وجب از آن برداشته شود و به اندازهء 36 وجب باقى بماند ، در آن صورت ترديد ايجاد مىشود كه آيا حوض مذكور همچنان بر كريّت خود باقى است يا خير ؟ آيا در اين مورد استصحاب كريّت سابق مىكنيم . يا جاى اجراى استصحاب نيست ، براى اينكه در اين مورد شك در آب موجود نداريم بلكه شك در تعيين معناى مورد نظر از لفظ « كر » داريم . دو قول در اين مسئله وجود دارد كه در بحث « استصحاب كلى » توضيح داده شد و به آن مبحث رجوع شود .
438 . مفهوم موافق
هرگاه مفهومى از حيث نفى و اثبات موافق با منطوق خود باشد به آن مفهوم موافق گويند . مثلا مىگويد : اگر فردا از آسمان تگرگ هم ببارد من به ديدن شما مىآيم . مفهوم موافق آن اين است كه اگر فردا تگرگ نيايد و هوا خوب باشد به طريق اولى به ديدن شما مىآيم . به مبحث « مفهوم و منطوق » رجوع شود .
439 . مقتضى
هر عامل مؤثر كه در صورت عدم مانع بتواند منشأ اثر شود « مقتضى » نام دارد . مادهء 10 قانون مدنى مىگويد : « قراردادهاى خصوصى نسبت به كسانى كه آن را منعقد كردهاند درصورتىكه مخالف صريح قانون نباشد نافذ است . » پس عقد منشأ اثر و مقتضى است ، اگر مخالف قانون نباشد . به مبحث « مانع » و « قاعدهء مقتضى و مانع » رجوع شود .
440 . مقدمات انسداد
به مبحث « انفتاح و انسداد » رجوع شود .
441 . مقدمات حكمت « 1 »
مقصود از مقدمات حكمت جمع شدن چند شرط است كه با وجود آنها مىتوان گفت : « مطلق »
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 384 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 و 2 ، ص 573 ؛ نهاية الاصول ، ص 340 ؛ تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 70 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 184 .