مفهوم داشتن غايت است . 2 . عدهاى همانند سيد مرتضى و شيخ طوسى مىگويند : غايت مفهوم ندارد . 3 . برخى نيز قائل به تفكيكاند بين جايى كه غايت قيد حكم باشد ، يا غايت قيد موضوع يا محمول باشد كه اگر غايت قيد حكم باشد ، مىگويند : مفهوم ثابت است ، يعنى حكم نسبت به بعد از غايت منتفى است . مثل « كل شيء لك حلال حتى تعرف انه حرام بعينه » ؛ و اگر غايت قيد موضوع يا محمول باشد در آنجا مفهوم نخواهيم داشت . حقيقت اين است كه غايت مفهوم دارد . مادهء 833 قانون مدنى مىگويد : « ورثه موصى نمىتواند در موصى به تصرّف كند ، مادام كه موصى له ردّ يا قبول خود را به آنان اعلام نكرده است » ، مفهوم اين عبارت اين است كه اگر موصى له قبولى خود را اعلام كرد ، تصرّف ورثه در موصى به غير قانونى است و اگر ردّ كرد تصرّف آنها قانونى خواهد بود .
434 . مفهوم لقب
در زبان عرب لقب را در مقابل اسم و كنيه قرار مىدهند اما در اصول مراد از لقب هر چيزى است كه مورد حكم واقع شود . در واقع مسند هر جملهاى را لقب نامند . آيا لقب مفهوم دارد ؟ مثلا اگر گفت :
پدرت را احترام كن ، آيا مفهوم آن اين است كه مادرت را احترام نكن ؟ حقيقت اين است كه لقب مفهوم ندارد . « 1 » مادهء 541 قانون مدنى مىگويد : « عامل مىتواند براى زراعت اجير بگيرد . . . » مادهء فوق مفهوم ندارد ، زيرا معنايش اين نيست كه مالك نمىتواند اجير بگيرد .
435 . مفهوم وصف
منظور از وصف اعمّ از نعت اصطلاحى است . لذا شامل حال ، تمييز و هر چيزى است كه موضوع يا حكم را مقيّد به قيدى كند . برخى در مفهوم وصف شرط كردهاند كه وصف بايد متكى به موصوف باشد ، بنابراين اگر وصفى بدون تكيه كردن به موصوف موضوع حكم قرار گيرد ، از موضوع بحث خارج است . با اين شرط آيهء
« وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما »
« 2 » ( دستهاى مرد و زن دزد را قطع كنيد . ) از مفهوم وصف خارج شده ، و داخل در مفهوم لقب مىگردد . « 3 » البته برخى از بزرگان علم اصول با اين شرط مخالفاند . « 4 » آيا مفهوم وصف حجت است ؟ يعنى اگر حكمى بر موصوفى بار گردد ، با انتفاء صفت حكم نيز منتفى مىشود يا خير ؟ مثال در روايت آمده در گوسفند چرنده زكات لازم است . « 5 » آيا مفهوم آن اين است كه اگر گوسفند غير چرنده ( معلوفه ) شد و علف دستى خورد در او زكات واجب نيست ؟ مادهء 1043 قانون مدنى مىگويد : « نكاح دخترى كه هنوز شوهر نكرده اگرچه بيش از 18 سال تمام داشته باشد متوقف به اجازه پدر يا جد پدرى اوست . . . » آيا مفهوم آن اين است كه اگر
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 330 .
( 2 ) . سورهء مباركهء مائده ، آيهء 38 .
( 3 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 120 ؛ اجود التقريرات ، ص 433 .
( 4 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 320 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 361 .
( 5 ) . قال النبى ( ص ) « فى سائمه الغنم الزكاة » ، تهذيب الاحكام ، ج 1 ، ص 224 .