غايت دو مطلب مورد بحث است . « 1 » الف . آيا غايت داخل در منطوق يا مغيّا ( بر وزن معما ) است يا خير ؟ مثلا : اگر گفتند سمينار حقوق تطبيقى از پنجم تا دهم اين ماه تشكيل مىشود ، در آن صورت سؤال اين است كه آيا روز دهم هم جزو مدّت است ؟ يعنى اختتاميهء سمينار روز دهم است ؟ يا سمينار روز نهم تمام مىشود و غايت يعنى روز دهم داخل در مغيّا يعنى سمينار نيست ؟ ب . آيا غايت مفهوم دارد يا خير ؟ يعنى اگر حكمى مقيّد به غايت و نهايت شد ، آيا اين غايت مفهوم داشته و معنايش اين مىشود كه حكم بعد از غايت مخالف قبل از غايت است يا خير ؟ مثلا در روايت آمده :
همه چيز حلال است ، مادامىكه علم به حرمت مورد خاص پيدا كنى ؟ « 2 » در اين روايت اگر قائل به مفهوم باشيم حكم قبل از غايت حليّت و حكم بعد از غايت حرمت است .
تفاوت دو بحث ( الف و ب ) در چيست ؟ دو تفاوت مهم وجود دارد « 3 » : 1 . اگر غايت داخل مغيّا باشد ، حكم غايت موافق حكم مغيّا است . و اگر غايت را داخل مغيّا ندانيم حكم غايت مسكوت است . و حال آنكه در مفهوم مخالف حكم مفهوم مخالف حكم منطوق است . 2 . اگر غايت را داخل مغيّا بدانيم حكم غايت مدلول منطقى است . و اگر آن را خارج بدانيم حكم غايت مفهوم مخالف است .
پس از روشن شدن محلّ بحث ، سخن نخست در اين است كه آيا غايت داخل در منطوق ( مغيّا ) است يا خير ؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت : در اين مورد بين صاحبنظران اختلاف است . بعضى از علماى فن مىگويند : غايت به هيچ وجه داخل در مغيّا نيست . چه غايت قيد حكم باشد ، يا نباشد .
و اگر در بعضى از موارد غايت داخل در مغيّا بود به يقين بهوسيله قرينه است . « 4 » و برخى نيز قائل به تفكيكاند بين آنجايى كه غايت قيد فعل باشد ، يا قيد حكم . همان گونه كه امام خمينى اين قول را از استادش شيخ عبد الكريم حائرى نقل مىكند : هرگاه غايت قيد فعل باشد مثل « سرت من البصرة الى الكوفة » از بصره تا كوفه را سير كردم . در اين صورت غايت داخل در مغيّا است . و اگر غايت قيد حكم باشد مثل « كلّ شيء لك حلال حتّى تعرف انّه حرم بعينه » در آن صورت غايت داخل مغيّا نيست . سپس امام خمينى قول اول را اختيار مىكند . « 5 » سخن ديگر در اين خواهد بود ، آيا غايت مفهوم دارد يا خير ؟ به سه ديدگاه اشاره مىشود « 6 » : 1 . آنچه بين انديشمندان اصولى شهرت دارد
هامش
مثل يموت الناس حتى الانبياء همه مردم حتى انبياء مىميرند - اكلت السّمك حتى رأسها تمام ماهى حتى سرش را خوردم .
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 324 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 134 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 363 .
( 2 ) . قال الصادق ( ع ) « كل شيء هو لك حلال حتى تعلم انّه حرام بعينه فتدعه من قبل نفسك » ، تهذيب الاحكام ، ج 7 ، ص 226 ، حديث 989 .
( 3 ) . مبانى استنباط حقوق اسلامى ، ص 80 .
( 4 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 326 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 124 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 366 ؛ اجود التقريرات ، ص 436 .
( 5 ) . تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 366 .
( 6 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 324 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 363 .