مطلق است . همان گونه كه « روغن مايع » مقيّد است . اما كلمهء « روغن » نسبت به صفت « چرب بودن » نمىتواند مطلق يا مقيّد باشد . زيرا روغن منهاى چربى روغن نيست . لذا گفتهاند : اطلاق و تقييد ملازم يكديگرند . مثال مطلق : « اعتق رقبة » بردهاى را آزاد كن . « رقبه » بهمعناى برده است ، چه برده مؤمن و چه غير مؤمن . لذا لفظ « رقبه » « مطلق » است . مثال مقيّد : خداوند در قرآن ديه قتل خطايى را آزادى برده مؤمن قرار داده است . « 1 » چون رقبه مقيّد به مؤمنه گرديده است . لذا مىگويند : رقبه « مقيّد » است . مادهء 679 قانون مدنى مىگويد : « موكّل مىتواند هروقت بخواهد وكيل را عزل كند مگر اينكه وكالت وكيل و يا عدم عزل در ضمن عقد لازم شرط شده باشد . »
مثال ديگر : در مواد 199 ، 200 و 201 قانون مدنى آمده : « رضاى حاصل در نتيجه اشتباه يا اكراه ، موجب نفوذ معامله نيست . » « اشتباه وقتى موجب عدم نفوذ معامله است كه مربوط به خود معامله باشد . » « اشتباه در شخص طرف معامله به صحت معامله خللى وارد نمىآورد ، مگر در مواردى كه شخصيت طرف علّت عمده عقد باشد . « همان گونه كه مشاهده مىشود مادهء 199 مطلق است . زيرا مطلق اشتباه را باعث عدم نفوذ معامله دانسته ولى مواد 200 و 201 آن را مقيد كردهاند .
مطلق چيست و عام كدام است ؟
لفظ مطلق مثل عام دلالت بر جميع افراد مىكند . مثال عام : همهء دانشمندان را احترام كنيد . مثال مطلق : دانشمند را احترام كنيد . اما عمدهترين فرق بين آن دو اين است : دلالت عام بر افراد به وضع است . درحالىكه دلالت مطلق بر افراد و مصاديق به واسطهء « مقدمات حكمت يا عقل » است . لذا در مقام تعارض بين عام و مطلق عام مقدّم خواهد بود . « 2 » برخى تفاوت ديگرى را نيز ذكر كردهاند . « 3 »
الفاظ مخصوص اطلاق
1 . اسم جنس : ( انسان - حيوان - سياهى - سفيدى و . . . ) ؛ 2 . نكره : مردى كه از دورترين نقطهء شهر
هامش
( 1 ) .« وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ . . . » ،سورهء مباركهء نساء ، آيهء 92 .
( 2 ) . اجود التقريرات ، ص 440 .
( 3 ) . در كتاب مبانى استنباط حقوق اسلامى به نقل از اجود التقريرات فرق ديگرى را به شرح زير آورده است : « عام پس از تخصيص از عموميت خواهد افتاد . در حالى كه مطلق مىتواند از جهتى مقيّد باشد ، و از جهت يا جهات ديگر بر اطلاق خود باقى بماند . مثلا : اگر بگوييد « دانشجويان تهرانى » گرچه مطلقى است كه از جهتى مقيّد شده ، لكن مىتواند از جهت تقييد به « پسر بودن يا دختر بودن » مطلق باشد . »
به نظر مىرسد اين تفاوت درست نباشد زيرا عين همان سخن دربارهء عام نيز صادق است . وقتى گفته مىشود :
همهء دانشمندان را به استثناى فاسقان آنان احترام كنيد . در اين مورد فقط دانشمندان فاسق استثناء شدهاند . اما نسبت به دانشمندان غير فاسق عام به عموميت خود باقى است ، يعنى نسبت به دانشمندان حقوق - طب - رياضى - اصول و يا از جهت تقييد به زن بودن يا مرد بودن ، همچنين از جهت ايرانى يا غير ايرانى بودن . امام خمينى در تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 64 تفاوت ديگرى را ذكر مىكند . محقّقين بدانجا رجوع كنند .