تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

تحريف قرآن

برخى معتقدند چون قرآن تحريف شده است پس نمىتواند حجّت باشد . اولين‌بار بحث تحريف قرآن از طرف محمد بن اسماعيل بخارى ( 194 - 256 ه . ق ) در صحيح بخارى مطرح شده است زيرا در صحيح بخارى از ابو درداء نقل مىكند . در آيه
« وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى »
( سورهء مباركهء ليل ، آيهء 3 ) عبارت
« وَ ما خَلَقَ »
زائد است . و از متن قرآن نيست . « 1 » سپس مسلم بن حجّاج نيشابورى ( متوفى 261 ه . ق ) در صحيح خود در زمينهء تحريف به نقل از عايشه مىگويد : « آيه‌اى در قرآن دلالت دارد بر اينكه ده مرتبه شير دادن به كودك موجب تحقّق رضاع است . ولى بعد از مدتى آيه‌اى نازل شد كه پنج مرتبه را كافى دانسته ، و آيهء نخست را نسخ كرده است . اما آيهء دوم ( ناسخ ) در قرآن ضبط نشده و آيهء اول بدون ناسخ باقى مانده است . « 2 » همان گونه كه از علماى اماميه ابو جعفر بن يعقوب اسحاق كلينى رازى ( متوفى 329 ه . ق ) نيز در زمينه تحريف قرآن رواياتى را ذكر كرده است . « 3 » حقيقت اين است كه علما و انديشمندان شيعه و سنّى اتفاق نظر دارند كه قرآن تحريف نشده و روايات متواتر و قطعى بر عدم تحريف قرآن وارد شده است .

ادلهء عدم تحريف

به برخى از ادلهء عدم تحريف اشاره مىشود : الف . آيات قرآنى ، آنجا كه مىفرمايد : ما ذكر ( قرآن ) را فروفرستاديم ، و البته ما خود آن را حفظ خواهيم كرد . « 4 » و در آيه ديگر مىفرمايد : قرآن كتابى است كه باطل از هيچ جانبى بدان راه ندارد . « 5 » و از مصاديق روشن باطل تحريف آن است . ب . روايات . پيامبر در اواخر عمر شريف خود دو يادگار گرانبها ( قرآن و عترت ) را به امّت معرفى مىكند ، و مىفرمايد : تا قيام قيامت از آن دو پيروى كنيد . « 6 » بدين ترتيب مفهوم چنين دستورى اين
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 84 . ( 2 ) . عن عائشه انّها قالت كان فيما انزل من القرآن عشر رضعات « معلومات » يحرّ من ثم نسخن به خمس معلومات فتوفى رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم و هنّ فيما يقرأ من القرآن . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 167 . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 4 ، ص 456 ، حديث 28 ؛ عن هشام بن سالم عن ابى عبد اللّه ( ع ) قال : « انّ القرآن الذى جاء به جبرئيل ( ع ) الى محمد ( ص ) سبعه عشر الف آيه . » ( 4 ) .« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . »سورهء مباركهء حجر ، آيهء 9 . ( 5 ) .« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » ،سورهء مباركهء فصلت ، آيهء 41 . ( 6 ) . شيعه و سنى حديث « ثقلين » را نقل كرده‌اند . و علامه حافظ عبد العزيز اخضر پس از نقل حديث مىگويد اين حديث را پيامبر در حجة الوداع فرمود ، و هركه در صحت آن ترديد كند ، بسيار راه خطا و اشتباه رفته است . و نيز علّامه سمهودى مىگويد : در سند اين حديث 20 تن از صحابه و ياران پيامبر وجود دارند . به كتاب الغدير علّامه امينى رجوع شود .
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 266 | عيسى ولائى