ثابت قرآن را تدوين كند ، و از مسلمانان خواست هركس آيه يا سورهاى نوشته از قرآن دارد به زيد تحويل دهد ، زيد قرآن را جمعآورى كرد ، و در مسجد براى مسلمانان خواند . در نتيجه تمام آيات و كلمات قرآن به تواتر قطعى مسلمين جمعآورى شد و آن را به ابى بكر دادند . پس از ابى بكر نزد عمر و پس از او نزد حفصه دختر عمر نگهدارى مىشد . « 1 » دكتر خزائلى مىگويد : به موجب بعضى از روايات حضرت رسول حجرهاى جهت اوراق قرآنى اختصاص داده بود و چهل و دو ، يا بيست و شش نفر كاتبان بودند كه پيامبر به محض نزول وحى به آنان دستور مىداد كه هرچند آيهاى كه نازل شده بود ، بنويسند و معيّن مىفرمود كه هر آيه را در كدام سوره و در كدامين موضع بگذارند ، و اين اوراق پيوسته همچنان محفوظ بود . و نسخههاى متعدد از آن تهيه مىشد و دستبهدست مىگشت . چنان كه عمر بن الخطاب نسخهاى از سوره طه را در خانهء خواهر خود يافت . و پس از آرام شدن غضبش سوره را قرائت كرد و قرائت قرآن او را مشتاقانه به قبول اسلام برانگيخت . « 2 »
از مجموع مطالب برمىآيد كه قرآن در زمان پيامبر ( ص ) جمعآورى شده است زيرا : 1 . وقتى پيامبر قرآن را بهعنوان ثقل اكبر به مردم معرفى كرده و مىفرمايد : اين چيز گرانبها را در ميان شما گذاشتهام ، و اگر بخواهيد گمراه نشويد ، به قرآن و اهل بيت متوسل شويد ، آيا ممكن است مردم را به قرآنى كه جمعآورى نشده و به صورت پراكنده در ذهن و حافظهء افراد باشد و يا به شكل ورقهايى در بعضى از منازل موجود باشد ، ارجاع داد ؟ 2 . اگر اصل كتّاب وحى صحت دارد ، پس كار كاتبان وحى چه بوده و نتيجه آن كدامست ؟ 3 . سكوت على ( ع ) و ديگر امامان معصوم مؤيّد اين مطلب است . نه مطلبى كه علّامه بزرگوار طباطبائى مىگويد . 4 . مؤيد ديگر پراكندهگويى در مدت جمعآورى توسط حضرت على ( ع ) است . زيرا علّامه طباطبائى مىگويد : على ( ع ) در مدت 6 ماه بعد از رحلت پيامبر قرآن را جمعآورى كرد ، و در روايت ابن نديم كه ذكرش رفت اين مدت را 3 روز مىداند . 5 . از امام صادق ( ع ) نقل شده كه پيامبر به على ( ع ) فرمود : يا على ، قرآن در پشت سر خوابگاه من در صحيفهها و حرير و قرطاسهاست آن را جمع كنيد و نگذاريد كه قرآن ضايع شود چنان كه يهود تورات را ضايع كردند . على ( ع ) خود را به اين كار واداشته و قرآن را در پارچهء زردى جمع فرموده و سر آن را مهر كرد . « 3 » پس جمعآورى قرآن و تنظيم آيات و سوره به زمان رسول خدا بازمىگردد و همان نوشتهها ( چه توسط على ( ع ) و چه بهوسيلهء كاتبان وحى ) بوده كه در زمانهاى بعد ملاك و ميزان نوشتههاى ديگر قرار گرفته است .
در قرآن « ناسخ و منسوخ » و « محكم و متشابه » و « ظاهر و باطن » و « مطلق و مقيّد » و « مجمل و مبيّن » و . . . وجود دارد ، كه دربارهء هريك از اين عناوين در جاى خود سخن رفته است . لذا از تكرار آنها خوددارى شده ، و در اينجا فقط به « ظاهر و باطن » قرآن اشاره مىگردد .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 98 ، فضائل القرآن .
( 2 ) . مقدمهء كتاب احكام قرآن .
( 3 ) . عن ابى عبد اللّه جعفر بن محمد ( ع ) قال ان رسول اللّه ( ص ) قال لعلي « يا على انّ القرآن خلف فراشى فى الصحف و الحرير و القراطيس . فخذوه و اجمعوه و لا تضيّعوه كما ضيّعت اليهود التوراة ، و انطلق على عليه السلام فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم عليه . » تاريخ القرآن ، ص 50 .