خواهد بود كه تا آن زمان قرآن از دستبرد حوادث مصون خواهد ماند . مضافا به اينكه روايات بسيارى در مقام تعارض دو روايت وارد شده است كه در آنها ملاك برترى يكى بر ديگرى را عرضهء آنها به كتاب خدا و موافقت آن با قرآن مىداند . « 1 » بديهى است چنين دستورى با فرض تحريف قرآن منافات دارد .
ج . تمام انديشمندان بزرگ علوم قرآنى ، در طول تاريخ اسلام ، بر عدم تحريف قرآن نظر دادهاند .
د . جمعآورى قرآن در عصر رسول خدا صورت گرفته است .
ه . همهء آيات و كلمات قرآنى در حافظهء صحابهء باايمان پيامبر مضبوط بوده است كه امكان حذف و اضافه به جاى نگذاشته است .
و . تحريف بهمعناى زياد شدن منافات با معجزه بودن قرآن دارد .
بنابراين قرآن تحريف نشده و در اين مسئله اتفاق نظر وجود دارد . گرچه در برداشت و تفسير از آيات بين صاحبان انديشه اختلاف است . چون قرآن تحريف نشده پس تا جهان باقى است بايد احكام و مقرّرات آن اجراء گردد زيرا قرآن به منزله قانون اساسى در اسلام است كه قابل تغيير نيست .
و دگرگونى اوضاع و احوال و زمان مربوط به احكام جزئيه همانند قوانين عادى است كه توسّط مجتهدين از آيات و سنّت و سيرهء معصومين استنباط مىگردد .
جمعآورى قرآن
علّامه سيد محمد حسين طباطبائى مىنويسد : پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) على ( ع ) كه به نصّ قطعى و تصديق پيامبر اكرم ( ص ) از همهء مردم به قرآن مجيد آشناتر بوده ، در حالت انزوا در خانهء خود « 2 » قرآن مجيد را بهترتيب در يك مصحف جمعآورى فرموده و هنوز شش ماه از رحلت پيامبر نگذشته بود كه در فرصتى مصحف نوشته شده را به شترى بار كرد و نزد مردم آورده كه نشان دهد . و يك سال و اندى پس از رحلت پيامبر جنگ « يمامه » درگرفت ، در اين جنگ هفتاد نفر از قراء كشته شدند . مقام خلافت از ترس اينكه ممكن است جنگ ديگرى براى مسلمانان پيش آيد ، و بقيهء قراء كشته شوند ، و در نتيجه قرآن از بين برود . به فكر افتاد كه سور و آيات قرآنى را در يك مصحف جمعآورى كند . پس به دستور مقام خلافت ، جماعتى از قراء صحابه با تصدّى مستقيم زين بن ثابت « صحابى » سور و آيات قرآنى را از الواح و سعفها و كتفها كه در خانهء پيامبر اكرم ، به خط كتّاب وحى يا پيش قراء صحابه بود ، جمعآورى كردند و در يك مصحف قرار دادند و نسخههايى از آن به اطراف و اكناف فرستاده شد . پس از چندى ، در زمان خلافت خليفهء سوم به اطلاع او رسانيدند كه در
هامش
( 1 ) . قال الصادق ( ع ) « اذا ورد عليكم حديثان مختلفان فاعرضوهما على كتاب اللّه فما وافق كتاب اللّه فخذوه و ما خالف كتاب اللّه فذروه . . . » ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 84 .
( 2 ) . در كتاب الفهرست ابن نديم ، ص 30 و كتاب الامامة و السياسة ابن قتيبة ، ص 12 آمده « امير مؤمنان سوگند ياد كرد رداء بر دوش نيفكند مگر آنكه قرآن را جمعآورى كند . » ( البته در الفهرست مىگويد : اين جمعآورى سه روز طول كشيد . )