از نظر سند برخى از اين روايات صحيحه و برخى موثقهاند . بنابراين در مجموع اطمينان حاصل مىشود كه اين روايات از معصوم ( ع ) صادر شدهاند . مشهورترين مورد اين قاعده جريان سمرة بن جندب است . كلينى در اصول كافى از زراره نقل مىكند كه امام باقر ( ع ) فرموده : در زمان رسول خدا سمرة بن جندب درخت خرمايى در جوار منزل يك مرد انصارى داشت كه راه عبور آن از داخل ملك آن مرد انصارى مىگذشت . سمرة براى سركشى به آن درخت به تكرار سر زده وارد حياط مرد انصارى مىشده ، مرد انصارى از او خواهش كرد لااقل با اطلاع او وارد منزل شود . سمرة گفت من راه عبورم اينجاست ، لازم نمىبينم اجازه گرفته وارد حياط منزل شما شوم . مرد انصارى شكايت پيش پيامبر آورد ، پيامبر سمرة را احضار كرده به او فرمود : بعد از اين ، موقع عبور حضور خودت را اعلام كن سمرة گفت : اين كار را نخواهم كرد . حضرت فرمود از اين درخت دستبردار به ازاء آن درخت ديگرى با اين اوصاف به تو مىدهم . سمرة قبول كرد . حضرت فرمود : در مقابل آن ده درخت بگير و دست آن بردار . سمرة باز هم قبول نكرد . حضرت فرمود : دست از درخت بردار و به جايش در بهشت يك درخت خرما به تو خواهم داد . سمرة اينبار نيز نپذيرفت . حضرت فرمود : « انك رجل مضارّ و لا ضرر و لا ضرار على مؤمن » تو مرد سختگير و ضررزنندهاى هستى ، كسى نبايد به مؤمن ضرر بزند . بعد آن دستور داد آن درخت را كندند و نزد سمرة انداختند .
معناى لا ضرر و لا ضرار
در معناى سه كلمهء « لا » و « ضرر » و « ضرار » سخن بسيار گفته شد . اما به جهت طولانى نشدن به برخى از معانى اشاره مىشود : 1 . « ضرر » جوهرى در كتاب صحاح اللّغة و فيروزآبادى در كتاب قاموس ضرر معادل ضيق معنى كردهاند . امام خمينى ضمن نقل معناى لغوى از كتابهاى مذكور مىگويد : امر مفهوم ضرر در نزد عرف مشخص است . زيرا عرف ضرر را در مقابل نفع قرار مىدهند ، و ضرر در امور مالى و جانى صادق است . اما در مورد كسى كه از ديگرى هتك آبرويى كرده باشد اصطلاحا نمىگويند : به او ضرر زده است . « 1 » 2 . ضرار بر وزن فعال مصدر باب مفاعله است ، و باب مفاعل دلالت بر اعمال طرفين مىكند . ضرر هميشه از يك طرف عليه طرف ديگر ايجاد مىشود . ولى ضرر مبيّن امكان ورود ضرر بر دو جانب است . مرحوم آخوند مىگويد : ضرر و ضرار به يك معنى است و ضرر شامل اضرار مالى ، جانى و حيثيتى است . « 2 » در تهذيب الاصول آمده : ضرر و ضرار داراى يك معنى است ، با اين تفاوت كه غالب استعمالات « ضرر » مالى يا جانى است . ولى كاربرد « ضرار » تضيق ، اهمال ، حرج ، سختى و كلفت شايع است ، و در حديث سمرة كلمهء ضرر به مفهوم نقص و مال و جان و ضرار بهمعناى تضيق و تشديد به كار رفته است . زيرا پيامبر وقتى به سمره مىفرمايد : « انّك رجل مضار » مقصود آن حضرت اين است كه اى سمره تو كسى هستى كه با اين
هامش
( 1 ) . تهذيب الاصول ، ج 3 ، ص 92 .
( 2 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 266 .