تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١

359 . قاعدهء قرعه « 1 »

قرعه در لغت به‌معناى سهم و نصيب است ، و در اصطلاح عبارت است از صفحات كوچكى از كاغذ يا غير آنكه روى هريك اسم يا علامتى گذارند ، و براى رفع خصومت و تعيين حق در مواردى كه قانون اجازه داده به آن متوسل شوند . در استدلال بر حجيّت قرعه به كتاب ، سنّت و اجماع تمسّك شده است . به آيات 141 سورهء صافات و 44 سورهء آل عمران براى اثبات حجيّت قرعه استناد شده است زيرا خداوند در سورهء صافات مىفرمايد : وقتى كشتى به خطر افتاد ، اهل كشتى قرعه زدند و قرعه به نام يونس پيامبر افتاد ، در نتيجه او را از كشتى به دريا انداختند . « 2 » در روايت آمده : وقتى حضرت يونس به قومش وعدهء عذاب داد ، قبل از آنكه خداوند به او دستور دهد كه از قومش فاصله گرفته و از بين آنها خارج شود ، يونس خودسرانه چنين كرد و از ميان قوم خود بيرون رفت و سوار كشتى شد و كشتى در دريا متوقف گرديد . مردانى كه سوار كشتى بودند گفتند : در ميان ما بنده‌اى وجود دارد كه از مولايش گريخته است ( منتهى نمىدانستند چه كسى از مولايش گريخته است . ) تصميم به قرعه گرفتند وقتى قرعه انداختند ، قرعه به نام يونس درآمد ، آن حضرت را در دريا انداختند و ماهى يونس را بلعيد . « 3 » و در سورهء آل عمران نيز مىفرمايد : اين از اخبار غيب است كه به تو وحى نموديم و تو حاضر نبودى ، آن زمان كه قرعه براى نگهبانى و كفالت مريم مىزدند بر سر اين كار كارشان به نزاع كشيد . « 4 » توضيح اينكه در مورد نگهدارى از مريم بين فاميل‌ها اختلاف افتاد ، مثلا زكريا مىفرمود من سزاوارترم زيرا شوهر خالهء او هستم . نهايتا كار به قرعه كشيد ، كنار رود اردن رفتند و گفتند : هركس كه قلمش روى آب قرار گيرد او براى نگهدارى از مريم سزاوارتر است . سه مرتبه اين عمل تكرار شد ، و در هر سه نوبت قلم حضرت زكريا روى آب آمد ، در نتيجه به‌وسيلهء قرعه زكريا متكفّل مريم شد . و اما روايات : بعضى ادّعا كردند كه روايات قرعه به حدّ تواتر است ، و برخى از علماء نيز تواتر معنوى را پذيرفتند . « 5 » راوى مىگويد : از امام موسى كاظم ( ع ) پرسيدم : قرعه در كجاها جايز خواهد بود ؟ حضرت فرمودند : در هر امر مجهولى قرعه جارى مىگردد . راوى مىگويد : از حضرت سؤال كردم در قرعه احتمال خطا و صواب مىرود ، چگونه ممكن است قرعه مرجع تشخيص قرار گيرد ؟ حضرت فرمود هر چيزى را كه خدا به آن حكم كند خطا در آن وجود ندارد . « 6 » يعنى آنچه با قرعه ثابت
هامش
( 1 ) . القواعد الفقهية ، ج 1 ، ص 46 ؛ عوائد الايّام ، ص 222 . ( 2 ) .« فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ . »اى فقارع فصار من المعلومين بالقرعة ، سورهء صافات ، آيهء 141 . ( 3 ) . عوائد الايّام ، ص 223 . ( 4 ) .« ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ » ،سورهء آل عمران ، آيهء 44 . ( 5 ) . القواعد الفقهية ، ج 1 ، ص 47 ؛ عوائد الايم ، ص 223 . ( 6 ) . عن محمد بن حكيم قال سألت ابا الحسن ( ع ) عن شىء ؟ فقال لى : « كلّ مجهول ففيه القرعة ، قلت له : انّ القرعة