بهدليل كليدى و نيز مورد تسالم بودن « قاعدهء درء » بين تمام انديشمندان اسلامى لازم است اين قاعده را ضمن چندين گفتار به شرح زير مورد رسيدگى قرار دهيم .
گفتار اوّل : معناى قاعدهء درء
گفتار دوّم : مدارك قاعدهء درء
گفتار سوّم : شبهه چيست و شبهات مسقط حدّ كدامند ؟
گفتار چهارم : قلمرو قاعدهء درء
گفتار پنجم : رابطه قاعدهء درء با اصل برائت و احتياط
گفتار اوّل : معناى قاعدهء درء
« درء » بر وزن فرع در لغت بهمعناى دور كردن ، ردّ كردن ، دفع كردن آمده است .
در قرآن مجيد آمده است :
« وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ »
« 1 » بدى را با خوبى دفع مىكنند .
و نيز فرموده است :
« قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ »
« 2 » بگو مرگ را از خويش دفع كنيد . در قرآن بهمعنى دفع عذاب و سقوط مجازات هم آمده است :
« وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبِينَ »
« 3 » گواهى زن بر كذب مرد عذاب را از او دفع مىكند .
صاحب مجمع البحرين بعد از اشاره به آيات و حديث مذكور مىگويد : ادرءوا يعنى ادفعوا بها « 4 » در لغت آمده : رجل ذو تدرإ و تدرأة بضمّ تا يعنى دفعكننده خصم با قوّت و شكوت . « 5 »
بنابراين قاعدهء درء را مىتوان چنين تعريف كرد : حدود الهى با حصول شبهه ساقط مىگردند .
گفتار دوّم : مدارك « قاعدهء درء »
برخى از فقهاى معاصر در « قاعدهء درء » ترديد كرده مىگويند قاعدهء مذكور برگرفته از حديثى است مرسله كه شيخ صدوق آن را نقل كرده است « 6 » و حديث مرسل نيز حجت نيست .
در پاسخ بايد گفت : اوّلا گروهى از فقها برخى از مراسيل را همانند مسانيد مىشمرند از جمله مراسيل صدوق است . مواردى هست كه صدوق روايت را بهطور مرسل نقل مىكند و مىگويد : قال رسول اللّه ( ص ) يا قال الصادق ( ع ) اين نوع مراسيل در حكم مسانيد است كه در واقع براى رعايت اختصار سند حذف و روايت به صورت اصل مسلّم نقل مىشود . « 7 » مضافا به اينكه شيخ صدوق در مقدمهء كتاب المقنع و الهدايه مىنويسد : « من اسناد حديث را حذف كردم تا حمل كتاب آسان شود و
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 22 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 168 .
( 3 ) . سورهء نور ، آيهء 18 .
( 4 ) . طريحى ، مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 136 .
( 5 ) . صفىپور ، عبد الحريم ، منتهى الارب فى لغة العرب حرف الدّال .
( 6 ) . خوئى ، سيد ابو القاسم : مبانى تكملة المنهاج ، ج 1 ، ص 168 و 328 . . . و انّما هى رواية مرسله رواها الشيخ الصّدوق .
( 7 ) . بجنوردى ، سيد محمد موسوى ، قواعد فقهيه ، ص 120 .