گفتار سوّم : شبهه چيست و شبهات مسقط حدّ كدامند ؟
نخست لازم است شبهه را معنى كرده آنگاه به ديدگاه فقها در مورد شبهههاى مسقط حدّ نظر بيفكنيم :
در مجمع البحرين آمده است : شبهه چيزى است كه به ظاهر حق مىنمايد ولى حق نيست . « 1 »
ابو زهره مىگويد : شبهه چيزى است كه شبيه ثابت در حالى كه ثابت نيست . « 2 »
شهيد اول مىگويد : شبهه اماره و نشانهاى است كه مفيد ظن و گمان است و اقدام بر كارى كه مخالف واقع است برآن مترتّب مىگردد . « 3 »
شبهههاى « 4 » مسقط حدّ كدامند ؟
هامش
( 1 ) . طريحى ، شيخ فخر الدين ، مجمع البحرين ، ج 6 ، ص 349 ؛ و سمّى الشبهة شبهة لانّها تشبّه الحقّ .
( 2 ) . ابو زهره ، محمّد ، العقوبة ، ص 179 و جزيرى ، عبد الرحمن : الفقه على المذاهب الأربعة ج 5 ، ص 88 : انّها ما يشبه الثابت و ليس بثابت - عودة : التّشريع الجنائى ، ج 1 ، ص 209 : « الشبهة هى ما يشبه الثابت و ليس بثابت .
( 3 ) . شهيد اول ، محمّد بن مكى : القواعد و الفوائد فى الفقه و الاصول و العربية ، ج 1 ، ص 377 : الشبهة امارة تفيد ظنّا يترتّب عليه الاقدام على ما يخالف فى نفس الامر .
( 4 ) . برخى از فقهاى معاصر مىگويند : روايت مرسلهاى كه از صدوق آمده و مبناى قاعدهء درء قرار گرفته علاوه بر ايراد سندى از نظر دلالت نيز مخدوش است زيرا منظور از شبهات در روايت ادرءوا الحدود بالشبهات چيست ؟
اگر منظور شبههء واقعى است كه اين شبهه و ترديد در تمام موارد حتى موارد ثبوت حدّ هم وجود دارد چون ادلّهاى كه اثبات حد مىكند ادلهء ظاهرى است امّا در متن واقع ترديد باقى است . و اگر منظور ترديد ظاهرى و واقعى است كه در اينجا مورد ندارد زيرا فرض بر اين است كه ادلهء ظاهريه بر وجود ارتداد است پس از نظر ظاهرى ترديد و شبههاى وجود ندارد ( خوئى ، سيد ابو القاسم ، مبانى تكمله المنهاج ، جلد 1 ، ص 328 : ) فانّا ذكرنا انّ المراد بالشبهة ان كان هو الشبهة الواقعية فهى متحققه فى اكثر موارد ثبوت الحدّ و ان كان المراد بها الشبهة واقعا و ظاهرا فهى غير متحققه فى المقام لتحقق ما يوجب الارتداد وجدانا .
در جواب بايد گفت خطاب « ادرءوا » به حاكم است يعنى با ايجاد شبهه دفع حدود كن ، سعى و تلاش شما در اثبات بىگناهى باشد نه اثبات جرم ، شاهد بر چنين معنائى روايات بسيارى است كه به برخى از آنها اشاره مىشود .
1 . قال رسول الله ( ص ) : « ادرءوا الحدود بالشبهات و لا شفاعة و لا كفالة و لا يمين فى حدّ » ( وسائل الشيعة ، ج 18 ، ابواب مقدمات الحدود باب 24 حديث 4 ) . پيامبر فرمود : حدود را با ايجاد شبهه دفع كنيد ، در حدود شفاعت و كفالت و قسم وجود ندارد . اينكه مىفرمايد در اثبات حدّ قسم جايز نيست و نبايد متهم را وادار به قسم كرد مفهومش اين است كه قاضى نبايد مصرّ به اثبات جرم باشد .
2 . ابى هريره از پيامبر نقل مىكند : « ادرءوا الحدود عن المسلمين ما استطعتم فان كان له مخرج فخلّوا سبيله فانّ الامام ان يخطئ فى العفو خير من ان يخطئ فى العقوبة » ( ترمذى ، سنن كتاب الحدود ، ج 4 ، ص 33 ، حديث 1424 ) تا مىتوانيد از مسلمانان حدود را دفع كنيد و اگر راهى براى خلاصى او وجود دارد او را رها كنيد زيرا اگر امام مسلمين در عفو و بخشش خطا كند بهتر است از آنكه در مجازات و عقوبت مرتكب اشتباه شود .
3 . زنى به مولا على مراجعه كرد كه زنا كردم پاكم كن . مولا پرسيد از چى پاك كنم ؟ گفت : زنا كردم ( حضرت حرف اوّل زن را نشنيده گرفت ) فرمود : شوهر داشتى يا خير ؟ شوهر داشتم . پرسيد شوهرت در مسافرت بود ؟
جواب داد : در مسافرت نبود . فرمود : برو اوّل بچّهات را به دنيا بياور . زن پس از وضع حمل مراجعه كرد و عرض كرد -