لفظى ، در نتيجه قادر نخواهد بود در مقابل اين علم اجمالى عرض اندام كند ، و چون آيات احكام محدود بوده و روايات نيز تبويب گشته و دستهبندى شده است ، طبعا با تفحص و عدم دسترسى به مخصّص ظنّ به عدم مخصّص حاصل مىشود ، و اين ظنّ به ضميمه « اصل عدم مخصّص » براى ما حجّت خواهد بود . در نتيجه نياز به اطمينان نيست بلكه ظنّ به عدم كافى است . بنابراين مجتهد يا قاضى نمىتواند براساس عموميت يا كليّت يك جمله يا ماده قانونى حكم صادر كرده و به آن عمل كند ، بلكه بايد به ابواب مخصوص رجوع كرده و يا مجموعه قوانين و رويههاى قضايى را بررسى نموده ، اگر مخصص يا ناسخ يا . . . پيدا نشود ، در آن صورت به عموم عام تمسّك كند .
سرايت اجمال مخصّص به عام
هرگاه پس از ورود مخصّص ( به صيغهء اسم فاعل ) بهعلت ابهام و غير صريح بودن آن حالت ترديد ايجاد شود ، اصطلاحا به آن اجمال مخصّص گويند . « 1 » حال اگر مخصّص مجمل باشد آيا آن اجمال به عام هم سرايت مىكند يا خير ؟ كه در صورت سرايت نمىتوان به عموم عام تمسّك كرد ، اما اگر قائل به عدم سرايت باشيم تمسّك به عام جايز است . توضيح اينكه اجمال يا از جهت عدم صراحت مفهوم است ، كه به آن شبهه مفهوميه گويند . و يا از جهت تطبيق موضوع بر افراد و مصاديق است كه به آن « شبهه مصداقيه » گويند .
مثال شبهه مفهوميّه : 1 . هر آبى پاك است مگر آبى كه طعم و رنگ و بوى آن تغيير كند . « 2 » در اين مثال كلمهء تغيير مجمل است ، زيرا معلوم نيست آيا منظور از تغيير ، تغييرى است كه به چشم بيايد و حسّ شود ، و يا اعم از حسّى و غير حسّى است ؟
2 . مولى گفته : محمد را احترام كن . نمىدانم مقصود محمّد پسر رضاست يا محمّد پسر على ؟
مثال « شبهه مصداقيه » . مثلا دليلى مىگويد خمر حرام است ولى مكلّف ترديد دارد آيا به آبجو هم خمر اطلاق مىشود يا خير ؟ كه در نتيجه در تطبيق حكم بر مصاديق ترديد مىكند . پس از روشن شدن اقسام اجمال در اينكه آيا اجمال مخصّص به عام سرايت مىكند يا خير ؟ بايد گفت فروض مسئله در شبههء مفهوميه چهار قسم است : 1 - گاهى دوران امر بين اقل و اكثر است همانند مثال اول . 2 - يا دوران بين متباينين است همانند مثال دوم . 3 و 4 - در هر دو فرض يا مخصّص متّصل است و يا منفصل . درصورتىكه مخصّص متّصل باشد اجمال مخصّص هم در مورد دوران امر بين اقل و اكثر و هم بين متباينين به عام سرايت مىكند . طبعا تمسّك به اصالة العموم جايز نمىباشد زيرا با اتصال مخصّص ظهورى براى عام منعقد نمىشود ، بلكه همانند خاصّى است كه مجمل باشد .
امّا اگر مخصّص منفصل باشد در دوران امر بين اقلّ و اكثر اجمال خاص به عام سرايت نمىكند .
هامش
( 1 ) . به مبحث « مجمل و مبيّن » رجوع شود .
( 2 ) . قال عليه السلام : « خلق اللّه الماء طهورا لا ينجّسه شىء الّا ما غيّر لونه او طعمه او ريحه . » وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 101 .