بقيّه را امتثال كنند ، اصلا اطاعتى صورت نگرفته بلكه عصيان محقّق شده است . مثل ايمان به ائمه معصومين ( ع ) زيرا اگر كسى به يازده امام ايمان بياورد اما امام دوازدهم را به امامت قبول نداشته باشد ، همانند كسى است كه منكر امامت همه ائمه بوده و به هيچ امامى ايمان نياورده باشد .
312 . عام و خاص مطلق
به مبحث « عموم و خصوص مطلق » رجوع شود .
313 . عام و خاص من وجه
به مبحث « عموم و خصوص من وجه » رجوع شود .
314 . عدم ابتلاء
به مبحث « ابتلاء » رجوع شود .
315 . عدم اطّراد
به مبحث « اطّراد » رجوع شود .
316 . عدم صحّت حمل
به مبحث « صحت حمل » رجوع شود .
317 . عدم صحّت سلب
به مبحث « صحت حمل » رجوع شود .
318 . عدم و ملكه
به مبحث « ضدّ » رجوع شود .
319 . عرف « 1 »
عرف در لغت دو ريشه دارد « 2 » : 1 . بهمعناى پياپى بودن چيزى بهطورى كه اجزاى آن متّصل به يكديگر باشد . به يال اسب « عرف الفرس » مىگويند ، زيرا موهاى يال در كنار هم قرار دارند . 2 . بهمعناى
هامش
( 1 ) . قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 14 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 419 ؛ فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 215 ؛ ابو زهره ، اصول الفقه ، ص 254 .
( 2 ) . كيهان انديشه ، شمارهء 48 ، سال 72 .