طرفداران اين مكتب كه به نام آرائيون ، اصحاب الرأى ، اهل الرأى معروفاند به نصوصى متمسّك شدند كه بايد گفت نصوص مكتب مخالف نيرومندتر است . بنا به گفتهء « ابن قيّم » امام مالك در آخر عمر از اين مكتب انشعاب كرد و از « رأى » بيزارى جست . مخالفان مكتب آرائيون عبارتاند از : 1 .
ظاهريه ؛ 2 . حنابله ؛ 3 . اماميه ( اعم از اخبارى و اصولى ) .
عبد الوهاب شعرانى فقيه قرن دهم هجرى در كتاب الميزان خود پيشوايان مذهب اربعه را مخالف « رأى » قلمداد كرده است . « 1 »
ادلّه اصحاب رأى : گوياترين آيهاى كه به آن استدلال شده آيهء 105 سورهء مباركهء نساء است آنجا كه مىفرمايد : ما كتاب و قرآن را به حقّ بر تو نازل كرديم تا بين مردم آنگونه كه خدا به تو نشان داده حكم كنى . « 2 » در جواب بايد گفت درست است كه اين آيه به پيامبر ( ص ) خطاب مىكند امّا به يقين پيامبر به آنچه كه در قرآن آمده بين امّت داورى مىكرده است ، نه رأى شخصى .
( وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى .
سورهء نجم ، آيهء 3 و 4 ) . آيات ديگرى كه مورد استناد قرار گرفته نيز مربوط به ارزش تفكّر است و ربطى به موضوع ندارد ، و امّا مهمترين روايات روايت معاذ بن جبل است .
وقتى پيامبر تصميم مىگيرد « معاذ » را به « يمن » بفرستد ، از او مىپرسد : موقع صدور حكم الهى چه روشى را اتخاذ مىكنى ؟ معاذ مىگويد : به كتاب خدا مراجعه مىكنم . پيامبر مىپرسد : اگر نيافتى ؟
عرض كرد : به سنّت رسول خدا متمسّك مىشوم . حضرت فرمود : اگر نيافتى چه مىكنى ؟ عرضه داشت : اجتهاد مىكنم . ( اجتهد رأيى ) حضرت معاذ را تحسين و خدا را شكر كرد . روايت معاذ به دلايل متعدّد قابل استناد نيست زيرا : 1 . حارث بن عمر در سند حديث مجهور است . در نتيجه روايت مجهوله بوده و قابل استناد نيست . « 3 » 2 . روايت مرسله است . « 4 » 3 . متن روايت در بعضى از نسخهها دنبالهاى دارد كه مخالف نظر اصحاب رأى خواهد بود ، زيرا وقتى معاذ گفت : اجتهاد به رأى مىكنم .
حضرت فرمود : « چنين نكن بلكه برايم بنويس ، تا جوابش را برايت بنويسم . » « 5 » و يا براساس نقل ديگر حضرت فرمود : قضاوت و حكم بايد از روى علم باشد . هرجا امر مشكلى پيش آمد و علم نداشتى توقّف كن تا حقّ را بفهمى ، يا برايم بنويس . « 6 » و امّا استدلال به اجماع و قياس از آنجايى كه اين دو دليل خود پايگاه مستقلّ و قوىاى ندارند لذا از پرداختن به آنها خوددارى مىشود .
هامش
( 1 ) . مأخذ پيشين ، ص 178 .
( 2 ) .« إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ . »سورهء نساء ، آيهء 105 .
( 3 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 2 ، ص 773 ؛ الاحكام فى اصول الاحكام ، ج 5 ، ص 773 .
( 4 ) . مرسله به روايتى گفته مىشود كه يك فرد با چند نفر از راويان در سلسله سند ذكر نشوند ، چون ذكر نشدند در نتيجه مشخص نيست آن فردى كه حذف شده چگونه آدمى بوده ؟ موثق بود يا ضعيف ؟ و يا . . . ؟ اصول الفقه ، ج 3 ، ص 193 .
( 5 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 2 ، ص 773 ؛ « لا اكتب الىّ اكتب اليك . »
( 6 ) . اصول الفقه ، ج 3 ، ص 193 ، « لا تقضّين و لا تفضّلن الّا بما تعلم و ان اشكل عليك امر فقف حتّى تتبيّنه او تكتب الىّ . »