ترديد باشد آيا مىتوان قانون بيگانه را به كار برد ؟ مسلما نه زيرا تشخيص قانون راجع به احوال شخصيهء شخص مذكور در مثال بالا موقوف است بر تشخيص تابعيت او درعينحال تشخيص تابعيت او موقوف است بر تشخيص نسب او . ( و نسب جزء احوال شخصيه است . ) پس تشخيص مقرّرات احوال شخصيهء او متوقّف است بر تشخيص مقرّرات احوال شخصيهء او و اين « دور » است .
براى احتراز از اين « دور » قانون احوال شخصيّه مقرّ دادگاه را اعمال مىكنند . « 1 »
252 . رأى « 2 »
« رأى » در موردى است كه خردمندان اختلاف كرده و اوضاع و احوال قضيه در هم باشد ، آنگاه انسان به انديشهء خود راه درست را پيدا كند . اين كلمه در سراسر قرن اوّل هجرى و پس از آن به كار رفته زودتر از آنكه لغت « قياس » را به كار گيرند . عدّهاى آن دو را به يك معنى دانستهاند ، مثل سيّد مرتضى . « 3 » در حالى كه برخى ديگر بين « قياس » و « رأى » فرق قايلاند . احمد حنبل مىگويد : رأى شافعى و مالك و ابو حنيفه همگى در نزد من ارزش « رأى » را دارد و حجّت نيست . آنچه كه قابل استناد است قرآن و حديث است . عمر مىگويد : از اصحاب رأى بپرهيزيد آنان دشمنان سنّت رسول هستند كه از به خاطر سپردن احاديث عاجزند و بدون اعتنا به نصّ حديث « رأى » مىدهند پس گمراه هستند و گمراهكننده . « 4 »
ابى بكر مىگويد : اگر براساس رأى خود از كتاب خدا ( قرآن ) مطلبى بگويم كدام آسمان بر من سايه خواهد افكند و كدام زمين مرا دربر مىگيرد . « 5 » از على ( ع ) نقل شده : اگر قرار بود اساس دين به « رأى » باشد پس مسح زير پا سزاوارتر از روى پا بود . « 6 » با وجود اينكه از زمان خلافت ابى بكر عنوان « رأى » ديده مىشود ، مع ذلك بعضى اسناد تاريخى نام سه نفر ذيل را بهعنوان پيشوايان « مكتب رأى » ثبت كرده است « 7 » :
1 . ابو حنيفه ( در كوفه ) ، ابو يوسف شاگرد ارشد ابو حنيفه از او نقل مىكند : دانش ما « رأى » است و اين بهترين چيزى است كه به آن دست يافتهايم ، هركه بهتر از آن آورد از او پذيرا مىشويم . 2 . بتى ( در بصره ) ؛ 3 . ربيعة ( در مدينه ) ، اين شخص بهعلّت اشتهار به « رأى » به نام « ربيعة الرأى » مشهور گرديد .
هامش
( 1 ) . ترمينولوژى حقوق ، « دور » .
( 2 ) . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 215 ؛ الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 2 ، ص 734 .
( 3 ) . الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 2 ، ص 734 .
( 4 ) . ايّاكم و اصحاب الرأى فانّهم اعداء السّنن اعيتهم الاحاديث ان يحفظوها فقالوا بالرأى فضلّوا و اضلّوا ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 216 ؛ الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 2 ، ص 735 .
( 5 ) . اىّ سماء يظلّنى و اىّ ارض تقلنى اذا قلت فى كتاب اللّه برأيي . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 215 ؛ الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 2 ، ص 735 .
( 6 ) . « لو كان الدّين بالرأى باطن الخفّ اولى بالمسح من ظاهره . » مآخذ پيشين ، ص 215 و ص 734 .
( 7 ) . مكتبهاى حقوقى در حقوق اسلام ، ص 174 .