علماى اصول براى اثبات حجيت خبر واحد به ادلهء چهارگانه ( كتاب ، سنت ، اجماع و عقل ) تمسك كرده ، و ادلهء منكرين را نقل و نقد كردهاند . اما در واقع مهمترين دليل در حجيت خبر واحد ، سيرهء مسلمين و بناى عقلاء است . زيرا استفادهء مسلمين از اخبار ثقات براى استنباط احكام شرعى بر هيچكس پوشيده نيست ، همان گونه كه سيرهء عقلاى عالم عمل كردن به خبر افراد مورد اعتماد در امور جارى آنان است ، و شارع هم اين روش را منع نكرده ، پس روش مزبور مورد تأييد شارع است .
229 . دلالت
كيفيّتى است در چيزى كه اگر كسى آن كيفيّت را بداند بدان وسيله منتقل به دانستن چيز ديگر مىشود ، و دارندهء آن كيفيت را دليل نامند . چنان كه وجود دود دليل بر وجود آتش است .
دلالت در منطق داراى تقسيماتى است : الف . 1 . دلالت مطابقى ؛ 2 . دلالت تضمّنى ؛ 3 . دلالت التزامى . ب . 1 . دلالت تصديقى ؛ 2 . دلالت تصوّرى . ج . 1 . دلالت اقتضاء ؛ 2 . دلالت تنبيه و ايماء ؛ 3 . دلالت اشاره . د . 1 . دلالت انّى ؛ 2 . دلالت لمّى . گرچه در منطق تقسيمات ديگرى نيز وجود دارد ، امّا به جهت طولانى بودن از ذكر آنها خوددارى شده است .
230 . دلالت اشاره
دلالت اشاره از اقسام منطوق غير صريح است . « 1 » به ديگر سخن لازمهء گفتارى كه مورد نظر گوينده نباشد ، دلالت اشاره نام دارد . مثلا آيهء 15 سورهء مباركهء احقاف دلالت مىكند بر اينكه مدت باردارى و شير دادن زنان سى ماه است . « 2 » در حالى كه آيهء 14 سورهء مباركهء لقمان مىفرمايد مدت شير دادن بچّه دو سال ( 24 ماه ) است . « 3 » نتيجه مىگيريم كمترين مدّت باردارى 6 ماه است . به اين دلالت ، دلالت اشاره گويند . گرچه منظور آيهء اوّل بيان زحمات و مشقّات مادر بوده است و مراد از آيهء دوم نيز شير دادن است ، امّا نتيجهگيرى از دو آيهء اقلّ مدّت حمل است كه به آن دلالت اشاره مىگويند .
231 . دلالت اقتضاء « 4 »
در تعريف اين دلالت گفته شد : به دلالتى كه مقصود گوينده بوده و درستى يا صحّت كلام از نظر عقل يا شرع يا لغت متوقف برآن باشد ، دلالت اقتضاء گويند . « 5 »
پس هرگاه در جملهاى صحّت و درستى آن مستلزم تقدير گرفتن كلمهاى باشد ، به آن دلالت
هامش
( 1 ) . الوافية فى اصول الفقه ، ص 229 .
( 2 ) .« حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً . »سورهء احقاف ، آيهء 15 .
( 3 ) .وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ ،لقمان ، آيهء 14 .
( 4 ) . الوافية فى اصول الفقه ، ص 228 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 317 .
( 5 ) . هى الدلالة المقصودة للمتكلم التى يتوقّف صدق الكلام او صحته عقلاء او شرعا او لغة عليها ، الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 317 .