تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

223 . خبر مشهور

گاهى به خبر مستفيض اطلاق مىشود و گاهى نيز به هر خبرى كه سر زبان‌ها بوده مشهور گفته مىشود گرچه بىسند و يا داراى يك سند باشد . « 1 »

224 . خبر مضمر

خبرى كه مخبر عنه با ضمير غائب مشخص شده باشد به آن خبر مضمر گويند مثل : سألته ، سمعته ، عنه چون مرجع ضمير مشخص نيست و احتمال دارد كه از غير معصوم نقل شده باشد به همين دليل علماء علم رجال مىگويند خبر مضمر حجّت نيست . بنابراين اگر يقين به مرجع ضمير داشتيم مثلا در جملات گذشته نام معصومى آمده باشد در آن صورت حجّت است مثل مضمرات سماعه و على بن جعفر . « 2 »

225 . خبر معتبر

خبرى كه جميع يا اكثر به آن عمل كرده باشند و يا دليل بر اعتبار آن اقامه شده باشد به آن خبر معتبر گويند . « 3 » در كتاب « روضة المتّقين » مىنويسد : احاديث معتبر در اصطلاح متأخرين سه نوع است . الف : صحيح ب : حسن ج : موثّق و در اصطلاح قدما به هر حديثى كه بشود به آن اعتماد كرد و يا قرائنى بر وثوق و اطمينان به دست آيد ، اطلاق مىشود » « 4 » .

226 . خبر مقبول

روايتى كه علماء به مضمون آن عمل كرده و آن را تلقّى به قبول كرده باشند « روايت مقبوله » نام مىگيرد مثل « مقبوله عمر بن حنظله » علىرغم اينكه در سند اين حديث محمد بن عيسى و داود بن حصين هستند كه هر دو ضعيف‌اند . « 5 »

227 . خبر موثّق

به خبرى كه يك يا چند نفر از راويان آن امامى نبوده ، ولى توثيق شده باشند ، « خبر موثق » گويند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 20 . ( 2 ) . همان ، ص 37 . ( 3 ) . همان ، ص 33 . ( 4 ) . مجلسى ، محمد تقى ، روضة المتّقين فى شرح من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 18 . ( 5 ) . ضياء الدراية ، ص 33 .