درخواهد آورد ، و تسلسل نيز باطل است . « 1 » اما اگر حسن و قبح عقلى را بپذيريم ، در نتيجه پس از صدور امر و نهى از ناحيهء شارع ، حكم عقل به دنبال آن خواهد آمد . زيرا عقل مستقلا حكم به حسن و اطاعت از دستورات الهى و قبح ترك آن كرده است . مضافا به اينكه پايهء اصل شريعت متوقف بر ادراكات عقلانى است ، كه اگر اين معيارها و ادراكات متزلزل گردد ، پايه اصلى اثبات شريعت متزلزل مىگردد .
اخبارىها گروه ديگرىاند كه معتقد به بىاعتبارى استنباطات عقلى هستند . « 2 »
189 . حقيقت و مجاز « 3 »
استعمال لفظ در موضوع له « 4 » حقيقت است ، و در غير موضوع له كه مناسبت با موضوع له داشته باشد ، مجاز است و اگر مناسبت نداشته باشد غلط است . مثال 1 . كلمهء ماه وضع شده براى جرم آسمانى كه شبها در صفحهء آسمان نورافشانى مىكند . هرگاه به همين معنى استعمال شود ، مىگويند « حقيقت » است . و اگر به زنى به جهت زيبايىاش ماه اطلاق شود ، اين كلمه در غير معناى حقيقى و موضوع له خود به كار رفته ، و « مجاز » است ، و اگر به درختى اطلاق گردد ، « غلط » است .
مثال 2 . مادهء 58 آيين دادرسى مدنى حكم را به پاكنويس اطلاق كرده ، پس استعمال حكم در پاكنويس حقيقت و در پيشنويس مجاز است . سخن در سه مقام خواهد بود : الف . اقسام حقيقت و مجاز ؛ ب . نشانههاى حقيقت و مجاز . ج . آيا استعمال لفظ در معناى مجازى نياز به اجازهء واضع دارد يا خير ؟
الف . اقسام حقيقت و مجاز :
هريك از حقيقت و مجاز بر سه قسماند : حقيقت
1 . حقيقت شرعيه : قبل از ظهور اسلام مردم براى تنظيمات مناسبات حقوقى ، معاملاتى و اقتصادى و همچنين مراسم عبادى ، و . . . خود از كلمات و الفاظ و اصطلاحاتى استفاده مىكردند . بعد
هامش
( 1 ) . به مبحث « تسلسل » رجوع شود .
( 2 ) . به مبحث « اخبارى » رجوع شود .
( 3 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 25 ؛ الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 10 ؛ نهاية الاصول ، ص 28 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 23 ؛ الوافية فى اصول الفقه ، ص 59 ؛ معالم الدين فى الاصول ، ص 26 ؛ عدة الاصول ، ج 1 ، ص 140 .
( 4 ) . وضع در لغت يعنى قرار دادن و در اصطلاح قرار دادن لفظ در برابر معنى است بهگونهاى كه لفظ دلالت برآن معنى داشته باشد . موضوع له يعنى آنچه كه لفظ در برابر آن قرار داده مىشود ، يعنى معنى لفظ . به مبحث « وضع » رجوع شود .