آن بر مولى احتجاج كند ، و خود را در عمل به آن معذور بداند اگر برطبق آن عمل نكند و در نتيجه واقع از او فوت شده باشد ، مولى مىتواند بدان وسيله احتجاج كرده ، و او را درخور كيفر بداند .
( معذريّت و منجزيّت )
با اين تعريف حجت شامل ادله ، امارات و طرق است . برخى از علماى « 1 » اصول براى حجيت دو معنى ذكر كردهاند : 1 . « حد وسط و طريق به واقع » حجيت به اين معنى شامل معلومات تصديقى و امارات است . 2 . « غلبه » بر مخالف و قاطع عذر بودن . اطلاق حجت به اين معنى بر امارات سزاوارتر است . حجت بهمعناى اول را مىتوان به شارع نسبت داد . در حالى كه حجت بهمعناى دوم را نمىشود به شارع نسبت داد .
اقسام حجت
1 . حجت ذاتيه ، علم و قطع حجيت ذاتيه دارند . يعنى از لوازم عقليه غير قابل تخلف قطع ، حجيت است . و از لوازم ذاتيه قطع طريقيت آن از واقع است . حتى بعضى از علماى اصول قطع « 2 » را عين طريق مىدانند ، و مىگويند قطع يعنى رؤيت مقطوع . بديهى است كه ثبوت الشىء لنفسه ضرورى است . بنابراين توهم جعل طريقيت براى قطع مردود است .
به بيان ديگر : كشف و طريقيت از لوازم ماهيت قطع نيست . بلكه از آثار وجود قطع است . وقتى قطع ، طريق تكوينى باشد ، و به جهت وجودش كاشف باشد ، نمىشود مورد جعل تشريحى قرار گيرد . زيرا تحصيل حاصل است . لذا نمىشود از نظر تشريعى براى خورشيد جعل نور ، و براى آتش حرارت جعل كرد . چون روشنى و حرارت از آثار وجود خورشيد و آتشاند .
2 . حجت عرضيه ، امارات و اصول حجيت عرضيه دارند . يعنى براساس جعل شارع و يا به حكم عقل حجت هستند . آيا اطلاق حجت بر امارات صحيح است يا خير ؟ برخى گويند : اگر در امارات قائل به سببيت باشيم ، اطلاق حجت بر آنها صحيح است . اما اگر قائل به طريقيت امارات باشيم ، اطلاق حجت بر آنها صحيح نيست . « 3 »
181 . حجيّت اجماع
از نظر اماميه حجيت اجماع به جهت كاشفيت از قول معصوم است . لذا اجماع بهطور مستقل ارزشى ندارد ، بلكه در واقع جزئى از سنت است . اما اهل سنت براى اجماع ارزش استقلالى قائل هستند . به مبحث « اجماع » رجوع شود .
هامش
( 1 ) . تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 154 .
( 2 ) . فرائد الاصول ، ص 2 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 30 .
( 3 ) . اصطلاحات الاصول ، « الحجة » .