كه شايستگى عليت را نداشته باشد ، از گردونه خارج تا منتهى به وصفى گردد ، كه چنين شايستگى را پيدا كند . قياسى كه علت آن از راه « سبر و تقسيم » به دست آيد تنقيح مناط نام دارد . تنقيح مناط ممكن است قطعى و يا ظنى باشد . مثلا شخص بياباننشينى به حضور پيامبر ( ص ) آمد ، و عرض كرد : « من هلاك شدم . » حضرت فرمود : چه كردى ؟ گفت : در روز ماه رمضان با زنم درآميختم . فرمود : بندهاى آزاد كن .
در تنقيح مناط اين حكم گفتهاند : اعرابى بودن كه خصوصيتى ندارد ، ماه رمضان آن سال نيز خصوصيتى ندارد ، همچنين ساير اوصاف و امور در آزاد كردن بنده و برده دخيل نيست ، پس استنباط مىشود هر مكلفى كه در ماه رمضان با زن خود نزديكى كند ، بايد برده و بنده آزاد كند . « 1 »
مثال ديگر : بعضى از فقهاى اماميه تصرف در ملك غير را ، در مواردى كه ضرر متوجه مالك نشود ، جايز دانستهاند . مانند نشستن پاى ديوار - تكيه دادن برآن - از سايهء آن استفاده كردن و آن را به « تنقيح مناط » از جواز استضائه از نور چراغ غير كه بدون اشكال آن را جايز مىدانند ، فتوى دادهاند . « 2 »
174 . توصّلى
به مبحث « واجب توصلى » رجوع شود .
175 . جمع تبرّعى « 3 »
جمع تبرعى يعنى تأويل كيفى . توضيح اينكه در هر موردى كه دو دليل ازهرجهت مساوى باشند ، و امكان جمع بين آن دو نباشد ، مگر آنكه يكى از آن دو را بر خلاف ظاهرش حمل كنيم ، مىگويند جمع تبرعى كرده است .
علماى اصول در مقام رفع تعارض بين ادله ، به جمع تبرعى متوسل نمىشوند . زيرا آن را حجت نمىدانند ، و معتقدند جمع تبرعى نه پيش عرف و عقلا جايگاهى دارد ، و نه دليل و شاهدى بر صحت چنين جمعى وجود دارد . مضافا به اينكه اگر چنين جمعى را صحيح بدانيم ، موردى براى دو دليل متعارض باقى نمىماند . بلكه بايد تمام اخبار علاجيهاى را كه در باب تعارض وارد شده ، حمل بر موارد بسيار نادر كنيم . بديهى است كه چنين حملى غير منطقى است . به مبحث « جمع مهما امكن اولى من الطرح » رجوع شود .
176 . جمع دلالى
« جمع دلالى » نام ديگر جمع عرفى و جمع مقبول است . به مبحث « جمع مهما امكن اولى من الطرح » رجوع شود .
هامش
( 1 ) . الوافية فى اصول الفقه ، ص 238 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 315 .
( 2 ) . حقوق مدنى ، ج 1 ، ص 121 .
( 3 ) . فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 727 ؛ فرائد الاصول ، ص 435 و مكاسب محرمه ، مبحث بيع عذره .