تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
و قد يقال : تقرير معنى ديگرى هم دارد . و آن تحقيق نمودن و تثبيت كردن است مانند « اضربت زيدا » بمعنى آنكه تو حتما زيد را زدى . ظاهرش سئوال و باطنش تحقيق و تثبيت مطلب است . اين معنى نيز براى استفهام مجازى است . و الانكار كذالك : از معانى مجازى استفهام انكار نمودن است . مشروط به آنكه آنچه مورد انكار است بعد از همزه بيآيد . مانند « اغير اللّه تدعون » بخاطر آنكه غير خدا را خواندند ، سرزنش و ملامت مىكنيم . نه آنكه فقط بخاطر خواندن سرزنش نمائيم . و اين بدليل اينست كه بعد از همزه غير اللّه آمده . و نيز مانند « اتقتلنى و المشرفىّ . . . » شاهد بر همزه است كه داخل بر فعل شده بخاطر انكار فعل . اين شعر از امرء القيس است و قصيده را درباره شوهر سلمى گفته كه او پيغام داده بود من امرء القيس را خواهم كشت . يعنى آيا مىكشد مرا در حالتى كه شمشير مشرفى هم‌خوابه من است و نيز بهمراه من است نيزه‌اى كه پيكان آن تازه و صيقل داده شده و سر آن مثل نيش غول است . ضمنا بايد دانست مشرفى منسوب است به مشارف كه شهرى است در يمن و بهترين شمشيرها در آنجا ساخته ميشده . قاعده آن است كه در نسبت بجمع مكسر بايد آن را بمفردش برگردانند . و بمفرد ياء نسبت اضافه نمايند . چنان كه در نسبت به كتب كتابى ميگويند . اگر بعد از همزه فاعل قرار بگيرد معنى انكار فاعل ميدهد مانند « اهم يقسمون رحمة ربّك » يعنى آيا آنان تقسيم رحمت پروردگار تو را به عهده دارند . و انكار مفعول مانند « اغير اللّه اتخذّ وليّا » يعنى آيا غير خداوند را بعنوان ولىّ قبول كنم . منكر قبول ولايت نيست . اما منكر قبول ولايت از
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 93 | احمد امين شيرازى