غير خدا است .
و امّا غير الهمزة : ادوات استفهام غير از همزه نيز گاهى براى تقرير يا انكار ميآيد . ولى اين تفصيلات در آنها جارى نميشود . و كثرت استعمال آنها همانند همزه نيست . و منظور از تفصيلات اينست كه آنچه مورد تقرير يا انكار است بعد از همزه قرار بگيرد . و از اين جهت كه كثرت استعمال ندارد مصنف هم از آنها بحث نكرده است .
و منه اى من مجيء الهمزه : در آيه
« أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ »
همزه براى انكار آمده و معنى انكار نفى است . پس هرگاه داخل بر نفى شود .
نفى در نفى معنى اثبات ميدهد . يعنى خداوند حتما كفايتكننده بندهاش هست . بعضى در اين آيه گفتهاند همزه براى تقرير از مابعد نفى است . يعنى آيا خداوند كفايتكننده بندهاش هست ؟ تقرير از نفى نيست زيرا معنى فاسد مىشود . آيات
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
و
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ »
نيز معنى تقرير و انكار را دارند . ضمنا بايد دانست كه تقرير از مابعد نفى با معنى انكار نفى هردو يكى است با اندك تفاوت .
فالتقرير : گاهى تقرير به چيزى است كه بعد از همزه قرار دارد .
و گاهى از حكمى است كه مخاطب آن را ميداند . مانند آيه
« أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ »
تقرير از چيزى است كه عيسى عليه السّلام آن را ميداند و مىشناسد . نه آنكه منظور اين باشد كه حضرت عيسى عليه السّلام اين سخن را فرموده . و ما ميخواهيم از او تقرير بگيريم . معنى آيه چنين است : آيا تو « عيسى عليه السّلام » براى مردم گفتى كه خود و مادرت را بعنوان دو خدائى كه غير از خداوند واحدند پرستش كنند .