و قوله تستعمل اشارة : مصنّف در عبارت خود چنين گفت « و انّى تستعمل تارة . . . » شارح علّت اينكه « تستعمل » گفت ولى وضعت نگفت را اينطور بيان مينمايد كه عبارت « تستعمل » با سه قولى كه درباره « انّى » گفته شده سازگار است . ولى اگر « وضعت » ميگفت اينطور نبود .
آن سه قول از اين قرار است : 1 - بين هردو معنى مشترك است يعنى در هردو معنى حقيقت است . 2 - در يكى از دو معنى حقيقت است و در معنى ديگر مجاز است . 3 - بمعنى « اين » است . به اين طريق كه گاهى من در تقدير است و گاهى ظاهر .
[ معانى استفهام مجازى ]
ثم انّ هذه الكلمات : كلمات استفهاميهاى كه بيان شد ، در غير استفهام نيز به كار ميرود . البته مشروط بر آنكه قرائن مانعه از معنى اصلى داشته باشد . مانند استبطاء كه بمعنى كندىكردن و دير نمودن است . مانند « كم دعوتك » يعنى چقدر ترا بخوانم . كنايه از اينكه خيلى دير جواب ميدهى . يا بكندى جواب ميدهى . و مانند تعجب .
مثل « ما لى لا ارى الهدهد » يعنى چرا من هدهد را نمىبينم . از نديدن هدهد تعجب مىنمايد .
چون بدون اجازه حضرت سليمان غايب نميشود . و اگر استفهام حقيقى باشد لازمهاش اينست كه سليمان عليه السّلام از حالت درونى و نفسانى خود پرسش نموده باشد . با آنكه شخص عاقل چنين كارى نمىكند . پس بايد حمل بر مجاز نمود .
و قول صاحب الكشاف : صاحب كشّاف استفهام را حقيقى گرفته و چنين معنى مىكند كه سليمان نگاه بجانب هدهد كرد . آن را نديد