دو معمول را انكار نمائيم گويا اصل فعل را انكار كرديم .
و الانكار امّا للتوبيخ : انكار انواعى دارد مانند توبيخى ، ابطالى و . . . انكار توبيخى جائى است كه ما بعد ادات استفهام واقع است ولى بجاآورنده آن ملامت مىشود مانند « أعصيت ربك » يعنى آيا نافرمانى پروردگار خود مينمائى . يعنى عصيان و گناه واقع شده ولى زشت و ناروا است .
و ما يقال انّه : بعضى گفتهاند در اين مثال همزه براى تقرير است .
اگر اينطور باشد به همان معنى تحقيق و تثبيت خواهد بود .
او لا ينبغى ان يكون : گاهى انكار توبيخى مربوط به زمان آينده مىشود . به اين معنى كه هركس انجامدهنده آن باشد مورد ملامت و سرزنش خواهد بود . مانند « أتعصى ربك » يعنى گناهى كه ميخواهى بعد از اين مرتكب شوى سزاوار نيست كه از تو صادر شود .
او للتكذيب فى الماضى : يكى از انواع انكار كه ابطالى يا تكذيبى ناميده مىشود مربوط به آن است كه مابعد همزه واقع نشده و هركس ادعاى وقوع نمايد كاذب است مانند « أفاصفيكم ربّكم بالبنين » اين جمله به كسى گفته مىشود كه معتقد است خداوند دختران را بعنوان ملائكه براى خود برگزيده و پسران را براى مردم قرار داده . بوسيله انكار ابطالى ميگوئيم اينطور نيست و كسى كه اين ادعا را نمايد كاذب است . انكار ابطالى نيز دو قسم است : گاهى براى ابطال و تكذيب در زمان ماضى است مانند همين مثال ، و گاهى در زمان مستقبل . به اين معنى كه اگر كسى چنين اعتقادى نسبت به زمان آينده داشته باشد عقيدهاش باطل و كذب خواهد بود . مانند قول خداوند متعال
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٩٦