تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
با آنكه هدهد در جاى خودش بود . سپس پرسيد چرا من آن را نمىبينم با آنكه غايب نشده ، يعنى شايد ساتر و مانعى حائل بوده كه من آن را نمىبينم . بعد براى سليمان روشن و آشكار شد كه هدهد غايب است . پس او مىگفت : « اهو غايب » ضمنا بايد دانست كه در عبارت شارح . قول صاحب الكشاف مبتدا است . و يدّل انّ الاستفهام خبر است . و التنبيه على الضلال : يكى از معانى مجازيه تنبيه و آگهى دادن بر گمراهى و ضلالت مخاطب است بوسيله استفهام . مانند « فاين تذهبون » يعنى كجا ميرويد ؟ كنايه از اينكه « اين ره كه تو ميروى بتركستان است » . وعيد و ترسانيدن مخاطب نيز از معانى مجازى است چنان كه ما بيك انسان بىادب بگوئيم : « الم ءادبّ فلانا » در صورتى كه مخاطب ما قبلا فهميده و دانسته باشد كه ما ديگرى را با ضرب و شتم ادب نموديم . و اين خود قرينه مانعه از معنى اصلى و وسيله براى حمل بر معنى مجازى ميگردد . و التّقرير : با قرار كشيدن مخاطب . و آن را وادار با قراركردن از معانى ديگر همزه استفهام است . مشروط بر آنكه همزه بر چيزى داخل شود كه ما ميخواهيم از آن چيز اقرار بگيريم . چنان كه در استفهام حقيقى نيز بايد همزه داخل بر مسئول‌عنه ميشد مانند آنكه در تقرير از فعل بگوئيم « اضربت زيدا » و در تقرير از فاعل « ءانت ضربت » و در تقرير از مفعول « ءزيدا ضربت » كه در مثال اخير ميخواهيم مخاطب خود اقرار به مضروب نمودن زيد نمايد .
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 92 | احمد امين شيرازى