تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
كهن‌سال كه نيروى جسمانى ندارد و از جهت مالى هم فقير است بگويد ليتنى احجّ فى هذا السّنة اينطور ممكن الوقوع نازل منزله ممتنع الوقوع مىشود . و مورد استعمال ليت خواهد شد . و قد يتمنّى بهل : هل براى استفهام است ولى گاهى بوسيله آن ميتوان « تمنّى » كرد مشروط به آنكه « متمنّى » ممتنع الوقوع باشد مانند « هل لى من شفيع » در جائى كه ميداند شفيعى ندارد . علت آنكه بلفظ « ليت » نيآورده اينست كه ميخواهد مطلوب خودش را ممكن الوقوع جلوه دهد . گويا ادعا مىكند كه علاقه و عنايت زياد بحصول اين امر بوده بطوريكه آن را به صورت ممكن بيان كردم . و قد يتمنّى بلو : يكى از كلماتى كه مجازا براى تمنى به كار ميرود كلمه لو است كه در اصل براى شرط است و علامت معنى تمنّى آن است كه جواب لو فعل مضارع منصوب به آن تقديرى قرار ميگردد مانند « لو تأتينى فتحدّثنى » فعل مضارع بعد از ادات شرط منصوب نمىشود بلكه بعد از اشياء سته منصوب مىشود كه يكى از آنها « ليت » است . قال السكاكى : كلمات هلّا و الّا و لو ما و لو لا اگر داخل بر فعل ماضى شوند بنام حروف تنديم ناميده ميشوند مانند هلّا اكرمت زيدا . مخاطب را از آنچه انجام داده نادم و پشيمان مىكنيم . و اگر بر فعل مضارع داخل شوند معنى تحضيض ميدهد يعنى مخاطب را بدرشتى و خشونت بر كارى كه انجام نشده وادار مينمائيم مانند « هلّا تقوم » يعنى بايد برخيزى . سكاكى حدس زده كه گويا اين چهار كلمه در اصل هل ، و لو